تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
و در اين ميانه نوع بشر هم پديد شدند بمانند كرمى كه در ميوه و گوشت پديد شوند ، و پشه‌اى كه در دشتها و جاهاى بدبو پديد گردد ، سپس بشر از يك ديگر متولد شدند ، و آفرينش نخست خود را فراموش نمودند ، و ممكن است گفت برخى آدميان در سرزمينهاى دور دست بتوالد آفريده شدند و تولد خود به خود از ميان رفت چون طبيعت وقتى راهى براى پديدهء خود يافت از راه ديگر بىنياز مىشود . 3 - گبرها نه آدم را شناسند ، نه نوح نه سام ، نه حام و نه يافث و نخست آدمى نزد آنها كيومرث است و لقب او كوهشاه است . چون در كوهستان بوده و برخى او را گلشاه خوانند چون در آن زمان آدمى نبود كه شاه آنها باشد ، گفته‌اند : معنى كيومرث : زنده ، گويا مرده است ، گفتند خاصيتى داشت كه هر جانور به او نگاه ميكرد واله و بيهوش ميشد ، پندارند از اينجا پديد شد كه يزدان نخست صانع نزد آنها در باره اهرمن بانديشه شد تا آنجا كه پيشانيش عرق كرد ، و آن را پاك كرد و انداخت و از آن كيومرث بر آمد . و ناهنجار بسيارى دارند در اينكه چگونه اهرمن از انديشه يزدان پديد شده يا از خود بينى او و يا از هراس تنهائى او بوجود آمده ، و اختلاف دارند در اينكه اهرمن قديم است يا حادث و در مدت هستى كيومرث هم اختلاف دارند ، بيشترشان گويند 30 سال و كمترشان گويند 40 سال و گروهى از آنها گويند : كيومرث در بهشت دنيا كه در آسمانست 3 هزار سال زيست ، هزاره حمل و هزاره ثور و هزارهء جوزاء ، و آنگه به زمين فرو شد و 30 هزار سال در آرامش بود از هزاره سرطان تا هزارهء سنبله و سپس 30 تا 40 سال بجنگ با اهرمن دچار شد تا هلاك گرديد . در اينكه كشته شده يك قولند ولى چگونه ؟ بيشتر گويند : پسرى از اهرمن بنام « جزوذ » كشت و اهرمن داد خواهى بيزدان برد و او براى پيمانها كه با اهرمن داشت چاره نديد جز كيومرث را قصاص كند و او را بسزاى پسر اهرمن كشت و چنين گزارش كرديد كه نخست كيومرث بر اهرمن چيره و بر دوش او سوار شد و