آفريده « زيور كه در بر كنيد » چون لؤلؤ و مرجان « و بنگريد كشتيها را در آن شكافنده » كه با پوزه و دماغه خود آب را ميشكافند و بنگ آن را بر مىآورند .
« و او است كه آميخته دو دريا را » بيضاوى در ( ج 2 ص 167 ) تفسيرش گفته :
واگذاشته دو دريا را كنار هم و بهم پيوسته و درون هم نروند يكى خوشگوار و تشنگى بر ، و ديگرى شور تند و ميان آنها پرده نهاده و نفرت از هم و مرز معين چون دجله كه به دريا ريزد و فرسنگها پيش رود و با آن نياميزد و مزه نگرداند ، و گفتهاند :
مقصود نيل است كه در درياى بزرگ شور ريزد و زمين ميانجى آنها است . . . ( پايان ) و گفته شده رود آمل بدرياى خزر ريزد و بگوارائى خود بماند و با آب شور نياميزد و ميان دريا از آن آب شيرين برگيرند و بسا اگر اين خبر درست باشد در آيه در آيد نيز .
« برابر نيند دو دريا » نمونهاى آورده براى مؤمن و كافر ، فرات ، تشنگىشكن است ، و سائغ خوش نوش « اجاج » شور سوزان « از هر دو بخوريد » در ضمن وصف دو دريا است و آنچه در آنها است ! يا براى كامل نمودن نمونه است و مقصود اينست كه چونان كه دو دريا با اينكه فوائدى مشترك دارند در هدف ذاتى آب برابر نيند زيرا يكيشان آميختهاى دارد كه آن را تباه و دگرگون كرده و از سرشت خود بدر برده مؤمن و كافر هم برابر نيستند گرچه در برخى صفات چون دليرى و بخشش شريكند براى آنكه در بزرگترين خاصيت انسانى جدا هستند و يكى از سرشت اصلى خود بدر رفته نه ديگرى .
يا آنكه آب شور از كافر برتر است چون در برخى اوصاف سودمند با آب شيرين شريك است و مقصود از زيور لؤلؤ و ياقوتست « و از آيات او است كشتيهاى كوه مانند دريا » كه چون كوههاى بزرگ با باد در دريا شتابان روانند و چون باد بند آيد بمانند و در اينها دليل است بر وجود صانعى سببساز و نيروى كامل و حكمت تامه او ، زيرا خدا هر سوى زمين را بيك نوع گياه و كالا مخصوص ساخته و
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 21
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢١