لواقح باشند ، وانگه ناشراتش پراكنده سازند هر جا خواهد .
49 - ( . . ص 303 ) و از خالد بن عرعره كه مردى برخاست و از على عليه السّلام پرسيد ، عاصفات كدامند ؟ فرمود : بادها باشند .
دنبالهايست فلاسفه بر اصول خود گفتند چون بخار از سردى و فشار طبقه زمهريريه سنگين شد و به زير آمد بر اثر حركت خود گرم شود و پهن گردد و اين باد است ، و بسا به زير افتادن از اثر ابرهائى باشند كه آنچه هوا پهلوى خود دارند بجنبانند چون خلاء نشدنى است ، و باد از سوئى بسوئى رود ، و بسا كه بر اثر از هم باز شدن هوا باشد از يكسو و پرت شدن آن از سوى ديگر ، و بسا بسبب سرد شدن دودهاى بالا رفته تا طبقه زمهريريه و برگشت آنها باشد .
گفتند برخى بادها زهرناك و سوزانست چون بواسطه اشعه آسمانى سوخته و يا تهمانده ماده شهابست يا بسر زمين گرمى كه آتشين بوده گذر كرده ، و بسا بر اثر برخورد و باد سخت يا چند باد از هر سو كه اجزاء دودى با خود دارند چرخشى پديد گردد كه آن را گرد باد خوانند ، و بسا گردبادهاى بزرگ تيكه ابرى يا بخارى در درون دارند كه بر آمده است و نمود آتش چرخانى به خود گيرند .
و وزشگاه بادها 12 است كه از تقاطع دائره نصف النهار و دو دائره موازى آن كه مماس دو نقطه ظهور و خفاء ميباشند با دائره مشرق و مغرب اعتدالى و دو دائره برابر آن كه مساوى رأس السرطان و رأس الجدى هستند در افق 12 بخش بر آيد و هر يك از اين بادها را نامى است . و چهار آنها نزد عرب مشهورند كه باد شمال ، باد جنوب ، باد صبا كه شرقى است و باد دبور كه غربيست ميباشند و بادهاى ديگر را نكباء گويند .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 18
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٨