و محمّد بن حسين كيدرى در شرح نهج گفته : از جبارانى كه خدايش بمانعى گرفتار كرد زياد بود ، مردم را در مسجد گرد آورده بود تا على عليه السّلام را لعن كند ولى دربانش آمد و گفت برگرديد كه او گرفتار است و اكنون دچار بيمارى فلج شده و پسرش عبيد اللَّه بود كه بخوره دچار شد ، و حجاج بن يوسف بود كه شكمش لانه مارها شد تا مرد ، و عمر بن هبيره و پسرش يوسف بودند كه هر دو پيس شدند ، و خالد قسرى بود كه براى بدهكارى زندانى شد تا از گرسنگى مرد ، و آنان كه دچار كشنده شدند عبيد اللَّه بن زياد بود و مصعب بن زبير و ابو السرايا و جز آنان كه همه كشته شدند و يزيد بن مهلب ببدترين وضعى كشته شد .
13 - در قصص : بسندى كه امام پنجم عليه السّلام . ميفرمود : چه خوب سرزمينى است شام و چه بد مردمى دارد امروزه ، و چه بد سرزمينى است مصر ، هلا راستى كه زندانى بود براى بنى اسرائيل از خشم خدا بر آنها ، و بنى اسرائيل بمصر نرفتند جز از خشم خدا بر آنها و نافرمانى آنها از خدا زيرا خدا عزّ و جلّ به آنها فرمود : درآئيد بسر زمين مقدسى كه خدا براى شما نوشته است ، يعنى شام و سرباز زدند از ورود بدان و نافرمانى كردند و چهل سال در بيابان گم شدند .
فرمود : بيرون شدن آنان از مصر و ورود آنها بشام نبود جز پس از آنكه توبه كردند و خدا از آنها خشنود شد ، سپس امام پنجم عليه السّلام فرمود : راستش من بد دارم خوردن خوراكهائى كه در گل پختههاى مصر پخته شود و دوست ندارم سرم را با گلش بشويم از ترس اينكه خوارى بار آورد و غيرتم را ببرد .
عياشى : از داود مانندش را آورده .
14 - در قصص : بسندى از ابي ابراهيم موصلى كه به امام ششم گفتم : پسرم با من در باره رفتن بمصر كشمكش دارد فرمود : تو را با مصر چكار ؟ نميدانى شهر مرگ است ، و جز اين نپندارم كه فرمود : كوتاهعمرتر مردم بدان رانده شوند .
15 - و از همان به همين سند : كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : بمصر برويد و در آن نمانيد و گمانم فرمود : مايه ديوثى است .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 182
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٨٢