در تاريخ قم ، مانندش آورده .
بيان : مقصود پديد شدن آبست در خود شهر ، يا اينكه در آن زمان در قم هيچ آب جارى نبوده چنانچه در تاريخ قم آغاز پيدايش رودخانه را در قم ذكر كرده و گفته پيش از آن در آنجا تنها كاريز بوده و آب جارى نبوده .
8 - در تفسير على بن ابراهيم ( 596 ) : بسندى كه چون خبر معاويه بامير المؤمنين عليه السّلام رسيد كه با صد هزار قشونست فرمود : از كدام مردمند ؟ گفتند از اهل شام ، فرمود : نگوئيد اهل شام بگوئيد اهل شوم ، آنان از فرزندان مصرند كه به زبان داود لعن شدند و خدا از آنها ميمون و خوك ساخت ( الخبر ) .
بيان : ممكن است جمع ميان اخبارى كه در مدح شام و مصر و ذم آنها وارد شده بدان چه پيش اشاره كرديم كه راجع باختلاف مردم آنها است در هر زمانى زيرا شام در آغاز جايگاه پيغمبران و نيكان بوده و از بلاد شريف و با بركت بوده ، و چون مردمش شقىتر و كافرتر شدند از بدترين بلاد شد چنانچه روز عاشوراء از روزهاى با بركت بوده - چنانچه از پارهاى اخبار بر آيد - و چون امام حسين عليه السّلام در آن كشته شده از بدترين روزها شد .
9 - در قرب الاسناد : بسندى از بزنطى كه به امام رضا عليه السّلام گفتم كه مردم مصر بلاد خود را مقدس پندارند فرمود : آن چگونه است گفتم : قربانت پندارند از قبيله آنها 70 هزار محشور شوند كه بيحساب ببهشت روند ، فرمود : نه بجان خودم چنين نيست ، خدا ببنى اسرائيل خشم نكرد جز اينكه آنها را بمصر در آورد ، و از آنها خشنود نشد تا آنها را از آن بدر آورد ، و البته خدا تبارك و تعالى بموسى وحى كرد كه استخوانهاى يوسف را از آن برآرد ، و موسى رهنما خواست به كسى كه قبر را بداند و او را بزنى كور و زمينگير رهنمودند ، و موسى از او خواست تا ويرا بدان رهنمايد و او ابا كرد مگر با دادن دو خصلت : دعا كند تا خدا او را شفا دهد و با او در بهشت همپايه باشد .
اين خواهش بموسى گران آمد ، و خدا به او وحى كرد ، اين چيست كه بر تو
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 180
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٨٠