كنند و نبرد با ما را واجب دانند و كشتن ما را لازم ، اى پسرم بپرهيز از اينان و بپرهيز كه دو تن آنها بيكى از خاندانت خلوت نكنند جز اينكه قصد كشتن او كنند - تا آخر خبر - بيان : موصل با ميم فتحهدار و سكون واو معروف است و زوراء بر دجله بغداد و خود بغداد اطلاق شده زيرا درهاى درونى آنها از بيرون مزور است ، و ممكن است احوال اين بلاد باختلاف زمان عوض گردند و آنچه در خبر ذكر شده وضع آنها بوده در آن زمان .
6 - در علل ( ج 2 ص 259 ) : بسندى تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم كه چون مرا به آسمان بردند جبرئيلم بدوش راست برداشت و نگاه كردم بيك بقعه از زمين كوهستان كه سرخ بود ، زيباتر از رنگ زعفران و خوشبوتر از مشك بناگاه بر آن پيرى بود و كلاه بلندى بر سر داشت با جبرئيل گفتم ، اين بقعه سرخ زيبارنگتر از زعفران و خوشبوتر از مشك چيست ؟
گفت : سرزمين شيعه تو و شيعه على عليه السّلام است گفتم اين پير كلاه دراز كيست گفت ابليس ، گفتم از آنها چه ميخواهد ، گفت ميخواهد آنها را از دوستى على باز دارد و بفسق و هرزگى وادارد ، گفتم : اى جبرئيل ما را نزد آنها فرود آور ، ما را تندتر از برق جهنده و ديده روشن بدانها فرود آورد و گفتم قم برخيز اى ملعون ، و با دشمنانشان در مال و فرزند و زن شريك شو كه تو را تسلطى بر شيعه من و شيعه على نيست ، و آنجا قم ناميده شد .
7 - در اختصاص ( 101 ) : بسندى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود : چون مرا به آسمان چهارم بردند نگاه كردم بگنبدى از لؤلؤ كه 4 پايه و 4 در داشت و چون ديباى سبز بود ، گفتم : اى جبرئيل اين گنبد چيست كه در آسمان چهارم بهتر از آن نديدم ، فرمود :
دوستم محمّد ، اين صورت شهريست كه به آن قم گويند كه مردمى با ايمان در آن گرد آيند ، منتظر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلم و شفاعت او در قيامت و روز حساب ، دچار اندوه و گرفتارى و بديها باشند ، راوى گويد از امام دهم پرسيدم تا كى در انتظار فرج باشند ؟ فرمود تا آنگاه كه آب روى زمين پديدار گردد .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 179
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧٩