44 - و از سعيد بن مسيب است كه گفت : آن باد جنوب است .
45 - ( . . ص 259 ) : و از على عليه السّلام كه : فرو نيايد قطرهاى آب جز با پيمانه بدست فرشته مگر در طوفان نوح كه به دو اجازه رسيد بىنظر دربانان برآيد و اينست معنى قول خدا « راستى كه ما چون آب سركشى كرد ، 13 - الحاقه » ، و هيچ باد فرو نشده جز با پيمانه بدست فرشته جز در روز عاد كه به دو بىنظر دربانان اجازه رسيد و بر آمد ، و آنست قول خدا « ببادى صرصر و سركش » از نظر دربانان ، 6 - الحاقه .
46 - و از او است كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : من بصبا يارى شدم و عاد بدبور نابود شدند ، فرمود : بدربانان اجازه نرسيد كه بر عاد باد فرستند جز به اندازه جاى انگشتر از آن و سركشى » كرد بر دربانان از هر سوى درها بر آمد و اينست قول خدا « ببادى صرصر سركش ، فرمود : بر دربانان سركشى كرد و بنا بودى بيابان گردان آنها آغاز كرد » و آنها را با همه رمهها و چادرها به شهر آورد ، و چون آن را ديدند گفتند « اين باد كه بر ما رخ داده بارنده است ، و چون سايهبان آنها را فراگرفت : مردم و رمهها پيش تاختند و خود را بدرون مردم شهر كشيدند و آنها را در هم كوبيده و همه نابود شدند .
47 - و از قبيصة بن ذويب ، گفت : هيچ باد برنيايد جز آنكه دربانانى دارد و اندازه و شمار و وزن و پيمانش را ميدانند تا بباد عاد رسيد و از آن بادى تراويد كه اندازه و وزن و پيمانش را ندانستند ، از خشم براى خدا ، از اين رو سركش نام گرفت ، و آب همچنين بود تا داستان نوح عليه السّلام شد و از اندازه بدر رفت و از اين رو سركش نام گرفت .
48 - بسندى تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه بادها هشتند : 4 عذاب و 4 رحمت ، عذابشان عاصف ، صرصر ، عقيم و قاصف است ، رحمتشان ، ناشرات ، مبشرات ، مرسلات و ذارياتند ، خدا مرسلات را بفرستد تا ابر را برانگيزند ، وانگه مبشراتش آبستن كنند و سپس ذاريات آن را بدوشند بمانند پستان شتر تا باران دهد و آنها
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 17
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧