تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
يك دوره معدّل است باضافه يك قوسى كه خورشيد از منطقه البروج طى كرده با سير وسطى ، و براى اختلاف حركت وسطى با تقويمى روز حقيقى و وسطى اندكى اختلاف دارند كه در روزهاى بسيارى پديدار مىشود ، ولى روز بهر دو اصطلاح باختلاف افق مختلف نشوند . برخى هم روز را از برآمدن خورشيد تا برآمدن ديگرش گيرند و برخى از غروب خورشيد تا غروب ديگر ، و روز به اين معنى باختلاف آفاق مختلف مىشود چنانچه در محلّ خود مقرّر است أبو ريحان گفته : شبانه روز برگشت خورشيد است بچرخش كل افلاك تا آنجا كه آغاز آن محسوب شده به شرط اينكه دائره عظيمه باشد ، زيرا هر دائره عظيمه را ميتوان افق يك جا به حساب آورد و فلك بر دو قطب خود بر آن ميچرخد . سپس عرب آغاز شبانه روز را از نقطه‌هاى مغرب به حساب گرفته و يك شبانه روزش از هنگام غروب خورشيد است تا غروب ديگرش از افق در فردا ، براى اينكه ماه‌هاى آنها روى گردش مهتاب است بر پايه ديد ماه نو نه طبق حساب نجومى ، و آن هنگام غروب خورشيد است كه آغاز ماه خود دانند و شب را پيش روز شمارند و در گردش هفته هم شب را پيش از روز دانند و دليل موافقان آنها اينست كه رتبه تاريكى پيش از روشنى است و روشنى بدنبال آن آمده و بايد شب تاريك را پيش داشت بعلاوه سكون شب را كه آرامش و آسايش دارد بر جنبش روز غلبه داده‌اند كه روى نياز و ناچاريست زيرا حركت خستگى آرد و عناصر بىحركت تباهى نياورند و از حركت است كه زلزله و طوفان و موج برخيزد و آنچه بدانها ماند . و امّا ديگران از روم و فرس و موافقانشان گويند شبانه روز از برآمدن خورشيد آغاز شود تا فردا باز برآيد ، زيرا حساب آنها پايه ماه آنها است و وابسته بگردش مهتاب و جز آن نيست ، و روز آنها پيش از شب است و دليل آرند كه روشنى هستى دارد و تاريكى نيست است و هستى مقدم بر نيستى باشد و حركت را بر سكون غلبه دهند زيرا وجود است نه عدم و زندگى است نه مرگ ، و با آنها