تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
ميانه است آبى . چون اين دو مقدمه چيده شدند گوئيم : چون پرتو خورشيد در اين زمينه در ابر ديده شود رنگين كمان باشد و بيشتر اوقات سه رنگ است ، دوره بيرونش كه پهلوى آسمانست سرخ است چون سياهيش كم است و سفيديش بيش ، و دور درونى آن آبيست چون ميانه است در كمى و بيشى سياهى و سفيدى و دوره سومش كه سوى زمين است ارغوانى و بنفش است چون سياهيش بيش و سفيديش كم است ، و دوره زردى كه گاهى ميانه سرخ و آبى ديده شود انعكاس مستقلى نيست بلكه نموديست از سرخى در كنار آبى ، و علتش اينست كه سفيد در كنار سياه سفيدتر نمايد ، و چون دوره سرخ سفيدى دارد و آبى سياهى بيشتر كناره سرخ كه نزديك سياهى است روشنتر نمود دارد و زرد ديده شود و بسا دو رنگين كمان در پهلوى هم ديده شوند و هر كدام همان رنگ نامبرده را دارند ولى وضع و ترتيب رنگين كمان بيرونى واروى درو نيست يعنى دوره بالايش كه سوى آسمانست بنفش است و پهلوى آن آبى و زيرين سرخ و دور نيست كه يكى از دو رنگين كمان واروى ديگرى باشد ( پايان ) . من گويم : اينست سخنان آن مردم در اينجا ، و همه آنها مخالف زبان شرع است و آدمى مكلف نيست در اين مسائل بررسى كند و در حقائق آنها بينديشد ، و اگر سودى براى مكلف داشت صاحب شرع بيانش را وانميگذاشت نميگذاشت ، و در بسيارى اخبار از رنج دانستن آنچه نفرمودند قدغن شده . مؤلف مواقف و شارحش پس از ايراد اين مباحث گفتند : آنچه ما ذكر كرديم رأى فلاسفه است كه بقادر مختار عقيده ندارند ، و گوناگونى صور اجسام را از گوناگونى ماده دانند و اثر صور گوناگون و جدا از هم و مزاجهاى مختلف آنها پندارند و همه اينها را بحركات و اوضاع فلك وابندند ، و اما متكلمان گفته‌اند اجسام همه يك جنسند و يك ماده دارند مانند هم كه جوهر فرد است و اتم و اختلافى ندارند و اختلاف اجسام از ذات آنها نيست بلكه عرضى است و خواست خداى تواناى مختار