تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
به او ياد دادند و او آن را خواند و به آسمان بالا رفت نامش « بيدخت » بود و خدا او را مسخ كرد و زهره‌اش نمود . و بدان كه اين روايت فاسد است و مردود و ناپذيرفتنى ، زيرا در قرآن بر آن گواهى نيست بلكه آن را از چند راه باطل داند . يكم : آنچه در آن دليل است بر عصمت فرشته‌ها از هر گناه . دوم : اينكه گفته‌اند مخير شدند ميان عذاب دنيا و آخرت فاسد است بلكه بهتر اين بود كه مخير شوند ميانه توبه و عذاب زيرا خدا از كسى كه عمرى بت پرستيده توبه پذير است و چگونه از آنها دريغ ميكرد . سوم : عجبتر از همه اينكه گويند در حالى كه معذبند بمردم جادو آموزند و بدان دعوت كنند و هم كيفر بينند . و چون فساد اين گفته روشن شد گوئيم سبب فرود آوردنشان چند چيز بوده . يك : جادوگران در آن زمان بسيار بودند ، و جادوهاى ناشناخته‌اى به كار ميبردند و خود را پيغمبر ميناميدند و آن را معجزه خود وانمود ميكردند و خدا اين دو فرشته فرستاد تا فرمولهاى جادو را بمردم آموزند و آنها بتوانند با مدعيان دروغى نبوّت معارضه كنند و اين بهترين غرض و مقصد است . دوم : اينكه امتياز معجزه از جادو توقف دارد بر دانستن حقيقت معجزه و جادو و مردم بدان نادان بودند و شناخت حقيقت معجزه براى آنها نشدنى بود ، و خدا اين دو فرشته را فرستاد تا ماهيت جادو را براى همين بشناسانند . سوم : دور نيست كه گفته شود جادو تا آنجا كه مايه جدائى ميان دشمنان خدا و دوستى ميان دوستان خدا بوده براى آنها مباح يا مستحب بود و خدا براى همين دو فرشته را فرستاد كه جادو را بدين غرض بياموزند و مردم آن را از آنها ياد گرفتند و در بدى به كار بردند و مايه جدائى دوستان خدا و الفت دشمنان او شدند . چهارم : اينكه دانستن هر چيزى خوبست و چون از جادو غدقن شده بايد