تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
اثبات اين عقيده ، و اينكه دربار سوم گفته آموختن جادو براى انبياء هم روا نيست تا چه رسد بفرشته‌ها . گوئيم اگر مقصود از آن آگاهى بر ابطال آن باشد چرا بر پيغمبران روا نباشد و اينكه گفته جادو را بكفار و سركشان وابندند و چگونه به خدا كه از آن نهى كرده نسبت توان داد ؟ گوئيم فرق است ميان عمل و تعليم ، علاوه ممكن است بيك نظر حرام باشد و بيك نظر جائز . مسأله دوم : حسن « ملكين » بلام كسره دار خوانده و از ضحاك و ابن عباس هم روايت است و در مقصود آن اختلاف است حسن گفته دو عجمى نبريده در بابل بودند كه جادو ياد ميدادند و گفته شده : دو پادشاه خوب بودند ولى قرائت مشهوره با لام فتحه دار است يعنى دو فرشته كه از آسمان نازل شدند بنام هاروت و ماروت و سپس گفتند همان جبرئيل و ميكائيل بودند و ديگران را هم گفته‌اند ، براى كسر لام چند دليل آوردند . 1 - آموختن جادو بفرشته‌ها سزاوار نيست . 2 - چگونه رواست فرشته نازل شود با اينكه خدا فرمايد « اگر فرشته فرو آريم كار بگذرد و سپس مهلت نيابند ، 9 - الانعام » . 3 - اگر دو فرشته فرو شوند يا به صورت دو مرد باشند يا نه در صورت يكم جلوه دادن آنها به صورت دو مرد اشتباه كارى است و روا نيست و در صورت دوم مخالف قول خدا است كه « اگر او را فرشته مقرّر سازيم بايدش مردى نمائيم ، 10 - الانعام ) و جواب از اعتراض يكم در بيان حكمت نزول فرشته بيايد و جواب از دوم اينست كه اين آيه با قرائت ملكين بمعنى فرشته خاص است و متواتر و بر آن آيه عام مقدم مىشود . و جواب از سوم اينست كه به صورت دو مرد بودند و بر مكلّفان زمان انبياء لازم بود كه هر كه به صورت آدمى بينند بطور قطع او را آدمى ندانند و در زمان رسول صلى اللَّه عليه و آله هر كه دحيه كلبى را ميديد نبايد او را يك آدمى شناسد و بايد در