و آفت را روز پنجشنبه آفريد ، و آدم را روز جمعه ، و روز شنبه از آفرينش فراغت يافت .
11 - در عيون ( ج 2 ص 42 ) : بسندى تا امام ششم عليه السّلام كه شنبه از ما است ، يك شنبه از شيعه ما ، دوشنبه از بنى اميّه ، سه شنبه از شيعه آنها ، چهار شنبه از بنى عباس ، پنجشنبه از شيعه آنها ، جمعه از همه مردم و در آن سفر نباشد خدا فرموده « چون نماز خوانده شد پراكنده شويد در زمين و بجوئيد از فضل خدا 10 - الجمعة » مقصود روز شنبه است .
در صحيفه امام رضا بسندى مانندش را آورده .
بيان : بر خلاف اخبار ديگر سه شنبه و پنجشنبه را مذموم دانسته جز اينكه گفته شود تبرّك مخالفان به آنها دليل ذم آنها نباشد مگر با همراه كردن دوشنبه به آنها ، و شايد مقصود از قضاء نماز در جمعه پرداختن بتوابع و مكمّلاتش باشد از اعمال ديگر جمعه تا آخر روز .
12 - در مكارم از حلبى از امام ششم عليه السّلام ، آيا بد است سفر در هر روز بدى چون چهارشنبه و جز آن ؟ فرمود : در سر سفر صدقه بده و هر وقت خواهى سفر كن ، و آية الكرسى بخوان و هر وقت خواهى حجامت كن .
13 - در ديوان منسوب بأمير المؤمنين عليه السّلام است .
چه خوش است روز شنبه بحقيقت ار بخوانى * كه شكار بر كف آرى ز دد و ز مرغ و ماهى
به يه شنبه ساختمان كن كه در آن خدا نموده * ز پديد آسمانها چه بزرگ بارگاهى
بدوشنبه در سفر رو تو بخير و با سلامت * كه قرين كاميابى و نجاح و مال و جاهى
اگرت نياز باشد بحجامت از سه شنبه * مگذر كه اندر آن ريخته خون بيگناهى