تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
سپس شعر آخر دليل است كه اين علمى كه شعبه‌اى از نجوم است مخصوص بائمه عليهم السّلام است و ديگرانش نميدانند چنانچه در اخبار گذشت . غزّالى در احياء گفته : آنچه از نجوم نهى شده دو چيز است : 1 - تصديق باينكه اختران بطور استقلال كارگرند و مؤثر در حوادث . 2 - تصديق منجّمين در احكامشان زيرا ندانسته ميگويند ، و اين علم معجزه پاره‌اى از پيغمبران بوده سپس از ميان رفته و از آن بجا نمانده جز مخلوطى كه درست و نادرستش ممتاز نيستند ، و اعتقاد باينكه اختران سبب آثارى هستند كه خدا آفريند ضررى بدين ندارد بلكه حق است ( پايان ) . علاء الدوله صوفى گويد : چون خواهى بدانى باران براى اتصالات كواكب بالا پديد مىشود كه منجمان آنها را فتح الباب خوانند اين آيه را بخوان « و گشوديم آسمان را بآبى سيل آسا ، 11 - القمر » و چون خواهى بدانى علم نجوم علم پيغمبران است اين آيه را بخوان « پس نگاه كرد در اختران و گفت راستى من بيمارم ، 88 - 89 - الصافات » . و مقصود پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم از اينكه فرمود : « هر كه نجوم را باور دارد كافر است » اينست كه كسى كه آنها را به خود در تسخير جهان مؤثر مستقل داند و مسخّرشان بفرمان خدا تعالى نداند بدان خدائى كه آنها را آفريده و مسخر ساخته كافر است زيرا او است كه آنها را مدبّر نموده بفرمان خود و در هر كدام خاصيتى مخصوص بوديعت نهاده و بجمع آنها خاصيتى داده جز خاصيت شخصى هر كدام ( پايان ) و سخن ما در اين باره گذشت در باب خودش . 14 - در مكارم ( ج 1 ص 291 ) از يكى از دو امام عليهما السّلام است كه چون پدرم روز چهارشنبه يا هر روزى كه مردم بد ميدانستند چون محاق بيرون ميشد صدقه‌اى ميداد و بيرون ميشد .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 26 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى