چه كسى دواء بنوشد كه از آن رسد بدرمان * چه خوش است روز چارشنبه كه نياورد تباهى
تو برو به پنجشنبه پى هر قضاى حاجت * كه در آن خدا اجازه داده هر نياز خواهى
همه جمعهها است تزويج و عروسى اولى * كه بر زنان نشينند بكام و بر ملاهى
ز كجاى اين علم بدانند به جز كه باشند * پيمبر خداوند و وصى حق پناهى
شارح گفته : در علم نجوم است كه شنبه وابسته به زحل است و يك شنبه بخورشيد و دوشنبه به ماه و سه شنبه بمريخ و چهارشنبه بعطارد ، و پنجشنبه به مشترى و جمعه بزهره ، و مناسبت ماه با سفر و مريخ با حجامت و خونريختن و عطارد با نوشيدن دواء و مشترى با قضاء حوائج و دعاء و زهره با تزويج و عروسى و اجتماع مردان با زنان در اين فنّ مسلّم است ولى مناسبت زحل با شكار و خورشيد با ساختمان از اين فنّ روشن نميشوند .
و شايد تخصيص شنبه به شكار براى روايت از ابن عباس و مجاهد است كه يهود را بجمعه فرمان دادند و آن را وانهادند و شنبه را برگزيدند و خدا آنها را بدان آزمود و شكار را در آن بر آنها حرام كرد ، و چون شنبه ميشد ماهيها بر آنها نمايان ميشدند و بدانها نگاه ميكردند در دريا و چون شنبه ميگذشت ماهيان ميرفتند و برنميگشتند مگر در شنبه آينده ، و اين آزمايشى بود كه خدا از آنها كرد ، و وجه اختصاص يك شنبه بساختمان در شعر ياد شده ( پايان ) .
من گويم : شايد تخصيص شكار بشنبه براى اينست كه در آن بما رخصت شكار داده شده و مبادرت به رخصتهاى خدا بايست است چون مبادرت بواجباتش ، و از اين رو جماع در شب يكم ماه رمضان خوبست ، يا به منظور مخالفت با يهود است كه شكار را در آن حرام دانند .