تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
در فرياد يكم ميميرند ، و ملك الموت جان همه را گيرد ، و سپس بميرد ، امّا شهيدان دريا را خدا جان ستاند ، آن را بملك الموت وانهند باحترام آنان ( . . . ) 54 - از أبى جعفر محمّد بن على عليه السّلام كه پيغمبر بر يكى از انصار وارد شد او را عيادت كند و ناگاه ملك الموت بالاى سرش بود به او فرمود : اى ملك الموت بيارم آسان گير كه مؤمن است ، گفت اى محمّد مژده‌ات باد كه من بهر مؤمنى آسان گيرم و بدان كه من جان آدميزاده بگيرم و خاندانش شيون كنند ، و بگوشه خانه هستم و گويم : به خدا من گناهى ندارم ، باز هم برگردم ، الحذر ، الحذر ، خدا خاندانى نيافريده در ده و بيابان و خشكى و دريا جز اينكه من در هر شبانه روز آنها را وارسم پنج بار ، تا اينكه خرد و بزرگشان را از خودشان بهتر شناسم ، به خدا اى محمّد من نميتوانم جان يك پشه را بگيرم تا خدا تبارك و تعالى فرمان آن را ندهد ( . . ص 174 ) . 55 - در كافى ( ج 3 ص 136 ) : بسندى از امام ششم با اندك تغيير مانند آن را آورده . 56 - ( . . . ) : بسندى از امام پنجم بمانند آن جز اينكه پس از 5 بار « نزد اوقات نماز را » افزوده . بيان : نهان نيست كه اين اخبار دلالت ندارند بر اينكه جان‌ستان جانوران ملك الموت است ، زيرا غرض اينست كه بر هيچ كار كوچك و بزرگ بىاجازه خدا قادر نيست ، و منافات با خبر ابن عباس ندارند ، ولى در اخبار ما تصريحى به هيچ طرف نيست و توقف در آن احوط است ، و اخبار مناسب اين باب و پيش از آن در كتاب معاد و جز آن گذشت .