50 - از معاوية بن قرّه كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم بجبرئيل فرمود پروردگارت خوب تو را ستوده كه « نيرومند است ، در بر صاحب عرش مقام دارد ، مطاع است و امين » نيروى تو چيست و امانتت كدام است ؟ گفت نيرويم همين كه مأمور شهرهاى قوم لوط شدم چهار شهر بودند و در هر شهرى 400 هزار مرد جنگى جز زن و بچه آنها را از هفتم زمين بركندم تا أهل آسمان آواز مرغان و بنگ سگان را شنيدند و آنها فرو انداختم و همه را كشتم ، اما امانتم اينكه هيچ فرمانى به من نشد كه از او تعدى كنم به كار ديگر ( . . ص 321 ) 51 - و از أبى صالح در قول خدا «
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ
» فرمود : جبرئيل است « مطاع است و امين » بر 70 حجاب كه بىاجازه در آنها درآيد ( . . . ) 52 - و از خزرج كه شنيدم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ميفرمود : و نگاه ميكرد بملك الموت بالاى سر يك انصارى ، كه اى ملك الموت ، بيار من آسان گير و او گفت :
خوشدل باش و چشم روشن كه من بهر مؤمنى آسان گيرم : و بدان اى محمّد كه من جان آدمى زاده را گيرم ، آنگه كه در خانه شيون برپا شود جان او در دست منست برخيزم ميگويم اين شيون چيست ؟ به خدا ما ستم نكرديم و پيش از اجلش نيامديم و شتاب نكرديم و گناهى در گرفتن جانش نداريم .
اگر بدان چه خدا كرده شكيبا باشيد اجر بريد ، و اگر خشم گيريد گناه ورزيد ما را نزد شما بازگشتى و بازگشتى است ، الحذر ، الحذر ، هيچ خاندانى زير چادر يا خانه گلى ، نيك يا بدكار ، در دشت يا كوه نباشند جز اينكه من هر شبانه روز آنان را بازرسى كنم ، و خرد و بزرگشان را از خودشان بهتر شناسم ، به خدا اگر بخواهم جان يك بشر را بگيرم نميتوانم تا خدا اجازه آن را دهد ( ج 5 ص 173 - درّ منثور ) .
53 - و از ابن عباس كه ملك الموت گماشتهء گرفتن جان آدميانست و او متصدى اينست ، و فرشتهاى از آن پريانست و فرشتهاى از ديوان ، فرشتهاى از پرنده فرشتهاى از وحوش و درندهها و ماهيها و مورچه ، و آنان 4 فرشتهاند خود فرشتهها