تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
سركار هر قطره كه ببارد ، و هر برگ كه برويد ، و هر برگ كه بيفتد ، و ملك الموت گماشته بگرفتن جان هر بنده است در خشكى و يا دريا ، و اسرافيل امين خدا است ميان او و آنان ( . . . ) 34 - و از ابن عباس است كه جبرئيل برابر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ايستاد و سربندى سبز داشت كه گرد گرفته بود ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : اين گرد كه بر سربند تو است چيست ؟ گفت : من خانه كعبه را زيارت كردم و فرشته‌ها بر ركن مزاحمت كردند و با بال خود اين گرد كه بينى برافشاندند ( . . . ) 35 - و از ابن عباس كه جبرئيل در يك مجلسى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نشسته بود آمد برابر او نشست و دو كف بر دو زانوى او نهاد و گفت : يا رسول اللَّه اسلام را به من بازگو ، فرمود : اسلام اينست كه دل به خدا دارى و گواهى دهى نيست معبودى بر حق جز خدا : يگانه است ، شريك ندارد و اينكه محمّد بنده و رسول او است ، فرمود : چون چنين كنى مسلمانى ، گفت : يا رسول اللَّه از ايمان به من بازگو . فرمود : ايمان اينست كه باور دارى خدا و روز باز پسين و فرشته‌ها و قرآن و پيغمبران و مرگ و زندگى پس از مرگ را ، باور كنى بهشت و دوزخ و حساب و ميزان را ، و باور دارى قدر را از نيك و بدش ، و چون چنين كنى ايمان دارى ، گفت : يا رسول اللَّه به من بگو از احسان ؟ فرمود : كه براى خدا چنان كار كنى كه گويا او را مىبينى ، و اگر نبينى او تو را بيند ( . . . ) 36 - و از انس و ديگران به چند سند كه در اين ميان كه پيغمبر با يارانش نشسته بود : مردى در جامه سفر نزد او آمد و مردم را بهمزد تا در برابر او نشست و دست بر زانويش نهاد و گفت : يا محمّد اسلام چيست ؟ و حديث را چنانچه گذشت كشانده تا گفته - يا رسول اللَّه قيامت كى مىشود ؟ فرمود : آنكه پرسيده شده داناتر نيست بدان از پرسنده ، و مرد برگشت و رفت ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : او را نزد من آريد ، دنبالش رفتند و چيزى نديدند ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : اين جبرئيل بود ، آمده بود دين شما را بشما بياموزد .