تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
گويد : گفتم : پس سه‌شنبه ؟ فرمود : در آن دوزخ آفريده شده و اينست معنى قول خدا عزّ و جلّ « رها شويد بدان چه‌اش دروغ دانستيد + رها شويد بسايه‌اى سه پرّه + كه نه خنكى دارد و نه از شراره جلوگيرد ، 29 - 31 - المرسلات » . گويد : گفتم : پس چهارشنبه ؟ فرمود : چهار پايه دوزخ ساخته شده ، گويد : گفتم : پس پنجشنبه ؟ فرمود : خدا در آن پنج را ( بهشت را خ ب ) آفريد كه روز پنجشنبه شد گويد : گفتم : پس جمعه ؟ فرمود : خدا عزّ و جلّ در آن خلق را براى ولايت جمع كرد ، گويد : گفتم : پس شنبه ؟ فرمود : فرشته‌ها در آن به پروردگارشان منقطع شدند و يافتند كه او هميشه يگانه بوده . بيان : بنام هر دو يعنى بنام ابى بكر و عمر ، و پنج اصحاب كساءاند عليهم السلام « سبتت الملائكه » يعنى از كارهاى خود بريدند براى انديشه در باره خدا تعالى راغب در مفرداتش گفته اصل سبت بريدن از كار است . . و گفته‌اند روز سبت ناميده شده براى آنكه خدا آفرينش آسمانها و زمين را روز يك شنبه آغاز كرد و آنها را در شش روز آفريد چنانچه فرموده و روز شنبه از كار بريد و بدان ناميده شده . 3 - در خصال ( 33 - 34 ) : بسندش از صقر بن أبى دلف كرخى گويد : چون متوكّل آقاى ما أبو الحسن عسكرى را بسامره برد من آمدم از او خبرى گيرم و زرّاقى دربان متوكّل به من نگاهى كرد و گفت درآى من نزد او رفتم ، گفت : اى صقر چه كار دارى ؟ گفتم : يا استاد خير است ، گفت : بنشين ، و از من همه چيز را پرسيد و گفتم خطا كردم كه آمدم گويد : مردم را از گرد خود دور كرد و سپس به من گفت : چه كار دارى و براى چه آمدى ؟ گفتم : براى يك خبرى ، گفت : شايد آمدى خبرى از آقاى خود بدست آرى گفتم : آقايم كيست ؟ آقايم امير المؤمنين است ، گفت خاموش باش ، آقاى تو همان امام بر حق است از من نترس ، من با تو هم عقيده‌ام ، گفتم : الحمد للَّه . گفت : ميخواهى او را ببينى ؟ گفتم : آرى گفت بنشين تا پست‌چى از نزد او