پرسش شد از قول خدا عزّ و جلّ ، « آيا سير نكنيد در زمين ، 9 - الروم » فرمود :
مقصود اينست كه : آيا ننگريد در قرآن .
و چنانچه سرّ را كنايه از جماع آورده در قول خدا عزّ و جلّ « ولى نهانى با آنها وعده نگذاريد ، 135 - البقره » و چنانچه خدا اكل طعام را كنايه از تغوّط آورده و در باره عيسى و مادرش فرموده « و بودند كه ميخوردند خوراك ، 75 - المائدة » و مقصود اينست كه تغوط ميكردند ، و چنانچه نحل ( مگس انگبين ) را كنايه از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم آورده در قول خود « و وحى كرد پروردگارت به نحل ، 68 - النحل » و مانند آن بسيار است .
بيان : « اخذنى ما تقدم » يعنى مرا بازپرسى كرد از امور چندى كه سبب آمدنم را بداند و من براى نگرانى از اينكه عقيدهام را بفهمد از آمدن پشيمان شدم يا مقصود اينست فكر مرا گرفت نسبت به كارهاى گذشته كه مايه گمان او به شيعه بودنم بود و آنچه بدنبالش آيد از مفاسد ، پستچى كه صاحب بريد است نامهرسانست و گفتهاند كلمه بريد فارسى است و اصلش بريده دم بوده كه استران نامهرسانها چنين بودند و معرب شده و بنامه بر گفتهاند و بمسافت ميان دو مركز نامه برى ( كه دو يا چهار فرسخ بوده ) .
خميس را كنايه از عسكرى نمودند ، براى آنكه امامت يا ولادتش روز پنجشنبه بوده و اگر چه مخالف ضبط برخى است زيرا اكثر روزش را مشخص نكردند يا براى آنكه پنج سال امامت داشته چون سال ششم را بانجام نرسانده يا چون پنجمين كسى است كه نامش و يا كنيهاش حسن بوده يا براى آنكه پيوسته به امام قائم عليه السّلام است كه جمعه كنايه از او است يا براى عللى ديگر كه ندانيم .
و شايد اين تفسير امام از بطون خبر پيغمبر باشد زيرا اخبار آنها هم چون قرآن ظهر و بطن دارد ، و ظاهر آن هم مرادست ، و بدفالى بدانها اثر دارد و اين خود دشمنى آنها است با مردم ، و اما آنان كه به خدا توكل دارند و متوسل بولاء خاندان
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 20
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠