آدميان پرتوى از آنند و دو درجه دارند يكم وابسته باجرام فلكى چون نفوس آدمى كه وابسته به تن آنها است دوم بالاتر از اينكه سرپرست فلك باشند و اختران چون نفوس ما نسبت به ابدان بلكه غرق در شناخت خدا و دوستى اويند و در كار پرستش او و فرمانبردارى او ، و اينان فرشتههاى مقرب باشند و نسبت آنها بدسته يكم چون نسبت دسته يكم است بنفوس ناطقه آدميان .
و اين دو قسم مورد اتفاق فلاسفهاند ، و برخى فرشتهها را بانواع ديگر معتقدند نيز كه فرشتههاى سرپرست احوال جهان خاكى باشند و آنها را فرشتههاى زمينى نامند و اگر خيرمند باشند فرشته باشند و اگر بد باشند و زيانبخش ديوان و شياطين باشند و دانشمندان اختلاف دارند كه دليل وجود فرشته عقلى است يا منحصر بدليل شرع است و فلاسفه بر قول اولند .
گويم : برخى دلائل آنها را ذكر كرده و گفته : در برخى كتب تذكير ديدم چون پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بمعراج رفت در يك جا فرشتهها را به وضع بازارگردانان ديد كه در برابر هم بودند ، پرسيد اينها كجا ميروند ؟ جبرئيل گفت : نميدانم جز اينكه از روزى كه آفريده شدم آنها را بينم و هر كدام را پيش ديدم پس از آن نديدم ، و از يكيشان پرسيدند از كى آفريده شدى ؟ گفت نميدانم جز اينكه خدا تعالى در هر 400 هزار سال اخترى آفريند ، از آنگاه كه مرا آفريده 400 هزار كوكب آفريده .
سپس گفته : بدان كه خدا در قرآن اصناف و اوصاف فرشتهها را ذكر كرده اما اصناف آنها .
1 - حاملان عرش « و بر ميدارند عرش پروردگارت را تا آخر آيه ، 17 - الحاقه .
2 - فراگيرندهها گرد عرش « ببينى فرشتهها را فراگير گرد عرش تا آخر آيه ( 75 - الزمر ) .
3 - بزرگان فرشتهها چون جبرئيل و ميكائيل كه خدا فرموده « جبرئيل و
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 174
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧٤