زوال و مقصود از اين ساعات ساعات زمانيه معوجه است نه ساعات معتدله مستويه .
و اگر ما با آنها مسامحه كنيم و دعوى آنها را بپذيريم بايد برابرى شب و روز هنگامى باشد كه خورشيد در دو سوى انقلاب شتوى است و آن تنها در برخى جاها است و شب زمستان برابر روز تابستان نباشد ، و نصف النّهار رسيدن خورشيد بميان قوس طلوع و غروب نباشد ، و خلاف همه اينها نزد أهل بصيرت پذيرفته است و لزوم اين شناعات را بر آنها كسى به خوبى داند كه از حركات كرهها اندكى مطّلع باشد .
و اگر كسى به اين بچسبد كه مردم در سپيدهدم گويند بامداد كرديم و شب رفت اين مانند آن است كه نزديك غروب ميگويند شب كرديم و روز گذشت و اين بيان نزديك شدن روز و شب است و بر وجه مجاز است ، چنانچه خدا تعالى فرموده « فرمان خدا آمد در آن مشتابيد ، 10 - النحل » و گواه گفتار ما اينست كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرموده : « نماز روز بىزبانست » ( يعنى آهسته خوانده شود ) .
و اينكه مردم نماز ظهر را اولى نامند چون نخست نماز روز است و عصر را وسطى خوانند كه ميان اولين نماز روز و اولين نماز شب است ، و منظور من در اينجا جز اين نيست كه نفى كنيم گفته كسى را كه گويد قرآن بر خلاف ضرورياتست و دليل آورد از گفتهء يك فقيه يا مفسّر و اللَّه الموفق للصواب ( پايان ) من گويم : جواب همه اينها بيايد و ادله بسيارى بر خلاف آن ، و آنچه كه وى گفته اگر هم درست باشد منافى گفته ما در عرف شرع نيست بلكه عرف عام هم آغاز روز را همان سپيدهدم ميداند : و بيشتر گفتهء او اينست كه بر حسب نجوم آغاز روز طلوع خورشيد است و در آن سخنى نيست ، و اينكه گفته اگر آغاز روزه آغاز نهار بود الخ .
جوابش اينست كه چون نزد أهل حساب طلوع خورشيد آغاز نهار است خدا
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 13
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣