سبحانه بيان كرده كه مقصود در اينجا روز شرعى است ، چنانچه چون « يد » به چند معنى گفته مىشود در آيه وضوء ، تا مرفق را آورد و يك معنا را مشخّص كرد و چون در آخر روز اختلافى نبود آن را توضيح نداد .
و همانا عرف عام و خاص آغاز روز را سپيدهدم داند و آغاز شب را غروب خورشيد چون بيايد كه مردم چون در شب آرميدهاند و دست از كارهاى لازم خود بر أثر تاريكى كشيدند ، روشنى صبح را براى حركت و توجه به كار غنيمت شمردند از نظر دين و دنيا و در شب برعكس است زيرا خستهاند و از تاريكى غروب براى راحت بهره گرفتند و آغاز نهار و پايانش از اين نظر از هم جدا است ، و آنچه در شرع رسيده كه زوال نصف النهار است تقريبى است ، و برابرى شب و روز در اعتدالين اصطلاح نجومى است و سخن در همه اينها در كتاب صلاة بيايد انشاء اللَّه .
3 - شك ندارد كه از نظر شرع شب پيش از روز است ، و آنچه براى شب جمعه رسيده مثلا مقصود شب پيش از روز جمعه است نه پس از آن ، و آنچه منجّمين و برخى عرب معتبر دانند كه شب آينده از روز گذشته است اصطلاح خود آنها است و احكام شرع بر آنها پايه نگيرد ، و دليلش روايت كلينى است در روضه ( 332 ) بسند موثقى از عمر بن يزيد كه به امام ششم عليه السّلام گفتم : مغيريه پندارند امروز از شب آينده است ، فرمود : دروغ گفتند امروز از شب گذشته است ، زيرا اهل بطن نخله چون ماه نو را ديدند گفتند : شهر حرام آمد .
توضيحش : اينست كه مغيريه پيروان مغيرة بن سعد بجلى بودند كه مذموم و مورد طعن است و كشى اخبار بسيار آورده كه از دروغبندان به امام پنجم است و روايت شده كه مردم را بمحمد بن عبد اللَّه بن حسن دعوت ميكرد و از زيديه بتريه بود ، و در برخى نسخ ( مغيّره ) است يعنى دگرگونسازان دين خدا از مخالفان و داستان بطن نخله كه در تفسير و تاريخ است اينست كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله عبد اللَّه بن جحش را با 8 يا 12 تن از مهاجران فرستاد و به او فرمود : در نخله ميان مكه و طائف منزل گيرد ، و ديدهبان و بررس قريش باشد تا چه ميكنند و اخبار آنها را بداند .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 14
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤