يا پيش از رسيدن آن حضرت بغدير خم چنانچه در روايت تفسير على بن ابراهيم است از امام پنجم عليه السّلام و يا بعد از آن چنانچه در روايت مجمع البيانست از امام پنجم و ششم عليه السّلام موافق روايت مخالفان از أبى سعيد خدرى و جمع ميان آنها بر دو وجه است .
1 - حمل نزول اول بر مقدمه چينى و آگاهى براى آمادگى آن .
2 - حمل نزول دوم بر تبليغ و اعلام آن بمردم ، و اگر لفظ ( عرفه ) در اينجا از كلام امام باشد ممكن است بضم عين باشد كه در قاموس گفته نام 13 جا است و بسا كه يكى از آنها نزديك غدير خم باشد .
ولى تحقيق اينست كه هيچ كدام از اين سه روز ( پنجشنبه و جمعه و يك شنبه ) موافق با تواريخ مضبوطه و معلومه نشوند چون نزديكتر تاريخ به آن زمان غره صفر سال 11 هجريست كه چنانچه روشن شد روز سه شنبه بوده و بايد غره محرمش يك شنبه باشد و غره ذيحجه پيش از آن جمعه يا شنبه يا يك شنبه است و 18 آن دوشنبه يا سه شنبه يا چهارشنبه است ، و دورترين تاريخ از آن غره ذيحجه سال 1087 است سال گذشته ما در اين زمان كه طبق حساب و رؤيت هر دو بىترديد روز پنجشنبه بوده و بطريقه محاسبهاى كه گذشت 18 ذيحجه سال 10 هجرى روز دوشنبه مىشود و اين دو تاريخ معلوم مخالف هر سه قول است و دليل آنكه روز دوشنبه بوده است .
و مطابق است با آنچه ابن جوزى در تلقيح ضبط كرده كه قتل عثمان روز جمعه 18 ذيحجه سال 35 بوده زيرا فاصله اين دو 25 سال تمام است و با طرح 7 و 7 ميماند 4 و اگر اين روز جمعه بوده آن 4 روز بيشتر بوده و مىشود روز دوشنبه و موافق مىشود با آنچه طبرى در تاريخش آورده كه اول نماز جمعه كه پس از قتل عثمان على براى مردم خواند و خطبه برايشان خواند 25 ذيحجه بود .
اگر گوئى : صدوق - ره - در فقيه ( 113 ) روايت كرده كه خورشيد در روزى برنيامده بهتر از روز جمعه ، و آن روزيست كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله امير المؤمنين عليه السّلام را
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 312
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣١٢