تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
تعيين ماه حلال شمردند ، ابن عباس هم حفظ شماره چهار حرام را نقل كرده است . آيه را تفسير ديگريست و آن اينست كه : مقصود از نسىء كبيسه است و عرب براى اينكه ماه حج را هميشه در هواى معتدل پائيزى نگهدارند تا تجارتشان رونق داشته باشد 19 سال قمرى را بهفت ماه فزونى ميدادند تا با سال شمسى موافق شود يك ماه بسال دوم ميافزودند و يك ماه بسال پنجم يك ماه بسال هفتم ، يك ماه بسال دهم ، و باز به 13 ، 16 ، 18 ، اين ماه افزوده كبيسه بود و همان را نسىء ميخواندند ، اين كبيسه را از يهود و نصارى ياد گرفته بودند كه براى عيدهاى خود معمول ميداشتند . اين تفسير مطابق است با آنچه در خطبه حجة الوداع از پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله روايت شده كه فرمود « هلا ، راستى زمان چرخيد بدان روزى كه خدا آسمانها و زمين را آفريد ، سال 12 ماه است و چهار از آن ماه حرام است 3 دنبال هم ، ذو القعده ، ذو الحجة و محرم ، و رجب مضر ميان جمادى و شعبان » و مقصود اينست كه ماه بنظم خود بر گرديده ، و حج در همان ذيحجه است و پيغمبر نسىء زمان جاهليت را ملغى كرد و حجة الوداع در همان ذيحجه انجام شد ، و حج ابى بكر در سال پيش در ذى القعده بود كه آن را ذيحجه ناميده بودند . سرزنش آنها از اين بود كه چون برخى سالها را 13 ماه ميگرفتند مخالف حكم خدا بود كه سال 12 ماه است ، نه بيش و نه كم كه بدان اشاره شد و گفته « اينست دين استوار » با اينكه بنا بر كبيسه تغيير ماه‌هاى حرام هم لازم آيد بر آنها ( پايان ) . طبرسى در ( ج 5 ص 27 - 28 ) تفسير خود گويد : « راستى شماره ماهها نزد خدا » يعنى ماه‌هاى سال در حكم خدا و تقدير او « 12 ماه است » و خدا بنده‌هايش را واداشت سال را 12 ماه گيرند تا با شماره ماه‌هاى نو و منازل ماه برابر باشد ، نه با آنچه اهل كتاب به حساب گيرند ، ماه را شهر گفته‌اند چون ميان مردم براى معامله