خواب به او گفتم فراموش كردى ؟ آيا من گزارش مدت عمرت را به تو ندادم و نگفتم در فلان سال سخت بيمار ميشوى كه طبيبان از تو نوميد ميشوند و هم خاندانت سپس خوب ميشوى ، و تو فردا از اين بيمارى به خواهى شد ، و صلاحت در اينست كه سوار شوى و دنبال همه كارهاى خود به روى در اين چند روز و پيش از موعدى كه مادرت به تو گفته مرگى ندارى .
عضد الدوله گفت فراموش كرده بودم كه مادرم گفته بود در اين سال بيمار ميشوم تا أبو الحسين صوفى آن را بيادم آورد و چون سخن او را شنيدم نيرو گرفتم ، و گفتم مرا بنشانيد ، و غلامها آمدند و مرا بلند كردند تا بر بستر تكيه كردم و بابى الحسين گفتم بنشين و بازگو كن تو مرا نيرو دادى و ميل بطعام كردم ، و پزشكان را خواستم و طعامى را برايم معين كردند كه فوراً آماده شد و خوردم ، و روز نگذشت تا به خوبى بهى حال خود را درك كردم و روزى كه أبو الحسين گفته بود سوار شدم و به كارهاى خود پرداختم و انجام كار عضد الدوله را تا آنجا نقل كرده كه سيف الدوله در حلب بنام او دعوت كرد و حلب در حكومت او قرار گرفت گفته : حاكم نيشابورى در تاريخش از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم روايت كرده كه تبّع بمكّه فرستاد تا خانه كعبه را به يمن برد ، و تنش بيمار شد و بمنجمانش گفت حساب برسيد و رسيدند و گفتند شايد قصد بدى براى خانه خدا كردى ؟ گفت : آرى ، ميخواستم آن را نزد خود بياورم ، گفتند اين نشدنيست ولى پيراهنى به او بپوشان و مأموران را برگردان ، آنها را برگردانيد و پيراهن بكعبه پوشانيد و خوب شد ( پايان آنچه ميخواستم از كلام سيّد نقل كنم ) .
سيّد مهنان بن سنان از علامه - ره - پرسيده كه گرفتن خورشيد براى حايل شدن ماه است ميان آن و زمين و گرفتن ماه بر اثر حايل شدن زمين ميان آن و خورشيد ، و دليلش همين است كه در تقويم پيشگوئى ميكنند و درست هم هست و اگر چنين است ، چرا بترسيم و بدعاء و نماز در مساجد پناه بريم ؟
جواب داده استناد كسوف و خسوف بدان چه آنها گويند از روى رصد است
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 257
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٧