تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
از صلاح بود و مسلمانها براى صلاح او او را پيش داشتند و وصى نبود ، زيرا [ موسى بن عمران ] چون درگذشت وصيت كرد بيوشع بن نون و گروهى از بنى اسرائيل او را پذيرفتند و گروهى هم فضل او را منكر شدند ، و اين همانست كه خدا تعالى در قرآن ياد كرده ( 14 الصفّ ) « پس باور كردند او را گروهى از بنى اسرائيل و كافر شدند گروهى و كمك داديم بدان گروهى كه باور شدند در برابر دشمنشان و گرديدند پيروز » و چنين بودند پيغمبران گذشته و امتهاى پيشين هيچ پيغمبرى نبود جز اينكه يك وصى داشت و قومش بر او حسد بردند ، و فضل او را منكر شدند ، عمر گفت : واى بر تو اى كعب پس به نظر تو وصى پيغمبر ما كيست ؟ كعب گفت : او در همه كتب پيغمبران معروف است و در همه كتبى كه از آسمان فرود شده‌اند ، او على است برادر پيغمبر عربى ، يار او است در كار و پشتيبان او بود در برابر دشمنانش [ و ] همسرى مبارك دارد [ و ] و از او دو پسر دارد كه امتش پس از او هر دو را مىكشند و با وصيش حسد برند چنانچه امتهاى گذشته باوصياء پيغمبران خود حسد بردند ، و او را از حقش دور كنند و پس از او فرزندانش را بكشند ، چون حسد امتان گذشته ، گويد : عمر دم دركشيد و گفت ، اى كعب اگر در بيان كتاب منزل خدا راست گفتى البته بسيار دروغ هم گفتى كعب گفت : من هرگز در باره كتاب خدا دروغ نگفتم ، ولى از من چيزى پرسيدى كه ناچار بودم شرح آن را برايت بدهم راستش من ميدانم كه داناترين اين امت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام است پس از پيغمبرشان زيرا من چيزى از او نپرسيدم جز اينكه يافتم در بر او هر آنچه را تورات و همه كتب پيغمبران آن را تصديق دارند . عمر به او گفت : اى يهودى زاده خاموش باش ، به خدا تو بر آوردهاى دروغين بسيار دارى ، كعب گفت : به خدا نميدانم كه در هيچ چيز از كتاب خدا دروغ گفته باشم پس از آنكه مكلّف شدم ، و اگر بخواهى من يك مسأله علمى از تورات پيشنهاد مىكنم اگر تو بهتر دانستى تو از او داناترى ، و اگر او فهميد از تو داناتر است ، عمر گفت : بياور برخى از آنچه ناستوده دارى ، كعب گفت : به من بگو از قول خدا « و عرش او بر آب