تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
خانه كعبه وقتى همه جا آب بوده كه خدا فرمود : « و عرش او بر آب بود » چه چيزى بوده است ؟ فرمود : يك دانه گوهر سفيد و درخشان . 77 - در مناقب ( ج 4 ص 354 ) آورده كه ضباع هندى پرسيد : اصل آب چه بوده ؟ امام عليه السّلام فرمود : اصل آب از ترس خدا است . بيان : يعنى ترس خدا سبب شده كه آن گوهر آب شود و آب گردد چنانچه به زودى بيايد . 78 - در تنبيه الخاطر ورام ، از ابن عباس از امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : راستى خدا تعالى در آغاز آفرينش آفريده‌ها نورى آفريد ، آن را از هيچ چيز برآفريد ، سپس از آن تاريكى آفريد ، مىتوانست تاريكى را از ناچيز آفريند چنان كه نور را از ناچيز آفريد ، سپس از تاريكى نورى آفريد ، و از آن نور يك دانه ياقوت آفريد بكلفتى هفت آسمان و هفت زمين ، سپس آن ياقوت را تشر زد و از هيبت او خود را باخت و آبى شد لرزان ، و پيوسته ميلرزد تا روز قيامت سپس عرش خود را از نورش آفريد ، آن را بر آب نهاد ، و عرش ده هزار زبان داشت كه خدا را بهر زبانى با ده هزار لغت تسبيح مىگفت كه هيچ كدام مانند ديگرى نبود ، و عرش بر آب بود ، بىپرده‌هاى مه ( با پرده‌هائى از مه خ ل ) . 79 - در تفسير فرات : از عبيد بن كثير بسندى از حسن بن على بن ابى طالب عليه السّلام فرمود : پدرم را نزد عمر بن خطاب ديدم كه كعب الاحبار نزد او بود و او مردى بود كه تورات و كتب پيغمبران را خوانده بود ، عمر به او گفت : اى كعب داناترين بنى اسرائيل پس از موسى بن عمران چه كسى بود ؟ گفت : او يوشع بن نون بود كه پس از موسى بن عمران وصى او بود ، و همچنين هر پيغمبرى كه پس از موسى بن عمران در گذشت يك وصىّ داشت كه پس از او كارگذار امتش بود ، پس عمر به او گفت : پس وصى پيغمبر ما و داناى آنان كه بود : ابو بكر بود ؟ گويد على عليه السّلام خاموش بود سخن نمىگفت . كعب گفت : آرام باش كه خموشى در اينجا بهتر است ، ابو بكر مردى بهره‌ور