كه از خرهاى سالخورده است ، و چون او را ساختم و از روح خود در او دميدم همه براى او پيشانى بر خاك نهيد .
فرمود : اين از خدا حجتى بود كه پيش داشت براى فرشتهها پيش از آنكه او را بيافريند و نيست كه خدا دگرگون سازد آنچه را بر پا دارد مگر پس از اتمام حجت و بيم دادن ، و خدا يك فرشته را فرمان داد تا با دست راستش مشتى بر گرفت و آن را در كفش ساخته و خشك كرد و خدا عز و جل فرمود : از تو بيافرينم ! ايضاح : « فمرحوا » يعنى شرارت كردند و بزرگى فروختند ، و اگر به جيم باشد بمعنى تباهى و پريشانى است « و لا يلبسهم الليل » بسا منظور اينست كه در شب نياز بپوشش ندارند و در روز پرده و پوشش نخواهند يا اينكه خورشيد بر آنها نتابد نه شب دارند و نه روز ، و از اين خبر برآيد كه جابلقا و جابرسا از اين جهان بدرند و پشت آسمان چهارم بلكه هفتمند بنا بر مشهور و اهلشان صنفى از فرشتهها يا مانند آنهايند ، راوندى خبر را مختصر كرده ، و تمام آن بسند ديگرى در مجلد پنجم گذشت .
6 - در بصائر بسند خود از امام ششم كه روايت را به امام حسن عليه السّلام رسانيده روايت كرده كه فرمود : راستى براى خدا دو شهر است يكى در مشرق و ديگرى در مغرب ، بر آنها دو بارو است از آهن و در هر شهرى هزار هزار در يك لنگه است از طلا ، و در آن هفتاد هزار هزار زبان جدا جدا است ، و من همهء آن زبانها را ميدانم و آنچه را در آن دو شهر است ، و در ميان آنها است ، و حجتى براى آنها نيست جز من و برادرم حسين عليهما السّلام ( در ج 1 كافى ص 462 بسندش روايت شده ) .
و از همان بسند ديگر مانندش آمده .
7 - : از همان بسندش از جابر گويد از امام پنجم پرسيدم از قول خدا عز و جل « و همچنين نموديم بابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را ، 75 - الانعام » گويد
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 249
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٩