تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
برخى محققان جواب ديگر داده و گفته : اين اعتراض بر اين پايه است كه ازليت امكان مستلزم امكان ازليت باشد و آن ممنوع است ، زيرا معنى اول اينست كه امكان چيزى هميشه بوده ، و معنى دوم اينست كه چيزى وجود هميشه داشته باشد و ملازم بودن اولى با دومى دليل ميخواهد ، و دليلش را چنين آورده كه اگر امكان هميشه است در هيچ جزء از ازل مانع وجود ندارد ، و اين بىمانعى در همه اجزاء ازل محقق است و در هر جزء آن ميتواند باشد نه تنها على البدل بلكه با همدگر هم و نتيجه‌اش امكان اتصاف بوجود ازلى است ، و بنا بر اين ازلى بودن امكان مستلزم امكان ازليت است . ولى اينكه گفته : بهمراه هم ميتواند باشد و اينكه گفته : اتصاف بوجود در هر جزء را دارد ممنوع است ، زيرا امور آنى نميتوانند در ظرف زمان همراه هم باشند و بعلاوه گفتهء او نقض مىشود به حركت توسطيه از مبدأ معين ، زيرا مكان وجودش ازلى است ولى وجود ازلى براى او ممكن نيست چون مبدأ مشخصى براى او فرض شده ( پايان ) . مرصد سوم دفع شبههء صاحب محاكمات : و آن اينست كه نميشود كار خدا معدوم باشد و سپس موجود شود زيرا عدم محض امتياز پذير نيست تا اينكه امساك فاعل از ترك ايجادش در وقتى از وقت ديگر اولى باشد يا صدورش از فاعل در يك حالى اولى باشد بلكه يا همه حال واجب الصدور است يا در همه حال نابود است و بايد كار قديم باشد و يا هيچ نباشد ، و اين اعتراض بر كسى است كه گفته جهان در وقت مخصوصى پديد شده زيرا اصلح بود براى وجود او يا در آن وجودش ممكن بوده ، و تقييد نبودى به محض براى كنار زدن نبود حادث است كه مسبوق بماده باشد ( پايان ) جواب : همه چيز جز خدا از قديم و حادث نيستى محض بوده در مرتبه علت پس چگونه ممكنات از ممتنعات جدا شدند و موجود شدند ، و چگونه ماده قديم آفريده شده ؟ و پديده‌ها پس از مدت نامتناهى آفريده شدند ؟ و بايد گفت امتياز در علم