تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
زمان وجود علت است . در اينجا نتوان گفت : چرا معلول در آخر زمان علت موجود شده زيرا فاصله‌اى بميان نيست ، و نتوان گفت چرا پيش از آن پيدا نشده زيرا پيش از آن علت تدريجى كامل نبوده و از قوه بفعل نيامده و وجود معلول موقوف بكمال آنست . گفته شده : اعتراض در پديده‌هائى كه يكباره يافت شوند با اين بيان دفع مىشود ولى اگر معلول هم تدريجى باشد اشكال بجا ميماند براى اينكه واسطه تدريجى مقرر آنها به حكم عقل اجزاء خرد و تيكه ريز دارد كه سابق آنها شرط وجود لاحق آنها است تا ارتباطشان با قديم درست شود و جدا نبودن اين تيكه‌ها در وجود خارجى زيانى بما ندارد به حكم فطرت سالم و كتب فلاسفه هم پر است از تصريح باجزاء تدريجى . و شكى نيست كه جواب مذكور در معلول تدريجى الحصول سودى ندهد براى دفع تخلف زيرا در صورتى كه قطعه سابقه كه علت است تماما موجود شده در زمان خودش چرا همه اجزاء معلول تدريجى در آن آخر زمان آن موجود نشده يا در همان زمان پيدا نشده كه ظرف وجود علت است ، تا هر دو تيكه حركت كه يكى علت است و يكى معلول در ظرف زمان با هم مطابق باشند و هم آهنگ در هستى خود ، زيرا علت و معلول هر دو زمانى هستند ، و چنانچه علت در آنات مفروضه زمان وجودش فعليت نداشته معلول هم چنانست ، و در مجموع زمان گذشته علت كامل شده و معلول در مجموع اين زمان وجود نيافته بلكه در مجموع زمان ديگرى كه به اولى پيوسته است و اين جز تخلف نيست . و جواب اعتراض را چنين داده‌اند كه اگر قطعه تدريجى بعد يكباره موجود شود لازم آيد كه حركت ثابت باشد و اين منافى ماهيت او است و بايد حركت حركت نباشد و بعلاوه در متحرك اجتماع مثلين شود و آن محال است چنانچه در محل خود بيان شده . ولى اين جواب مردود است باينكه دفع تخلف محال و ترجيح بلا مرجح يا