و زمان و استعداد جواب اين نقض نميشود .
محقق دوانى در بحث اعاده معدوم گفته : هر گاه ذات چيزى در ازل علت تامه چيز ديگر باشد در ابد لازم آيد كه آن معلول در ازل بوجود آيد و دورههاى زمانه با هم همراه گردند ( پايان ) و شرحش اينست كه چون علت اولى را در نظر گيريم و همه چيز را بطور نزول ناچار بنوبت ايجاد زمان و حركت ميرسيم زيرا اينها هم از ممكنات هستند و بايد در رشته معلولها باشند و بىترديد هر مرتبه پيش آنها علت تامه مرتبه پس از آنست و بعقيده آنها قديم است و عليت حركت و زمان مستقل و تمام است و پديده ديگر با آنها شريك نيست پس لازم آيد كه بريده شوند و همه اجزائشان همراه گردند و همه پديدهها قديم و ازلى باشند .
زيرا اگر علت همه يكى باشد كه مطلب روشن است و اگر علت جزئى باشد و آن جزء مقدمه جزء ديگر بدنبال هم ، براى اينكه هر جزء هر چه هم كوتاه باشد قسمت پذير است و اجزائش پيش و پس دارند و با هم جمع شدند و بايد اجزاء جزء ديگر هم با هم جمع شوند و تو ميدانى كه اگر بخواهيم يك پديده روز را بگيريم و بالا رويم تا بينهايت و بگوئيم هر موجود پيشى علت موجود بعدى است تدليس محض است و برخى براى دفع اين اعتراض حركت توسطيه و آن سيال را بميان كشيده كه هم پيوسته است و هم تازه بتازه و از جهت پيوستگى از قديم صادر شده و از جهت تازگى واسطه صدور حادث از قديم شده .
و جوابش اينست كه اگر اين درست باشد ممكن است همه اجزاء جهان از همين راه حادث باشند و هيچ قديمى در ميان نباشد و اين مخالف عقيده آنها است با اينكه ما سخن را به همان تازگى كشانيم و گوئيم اگر وجود واقعى دارد همان اعتراض برميگردد و اگر ندارد نميشود واسطه باشد .
و غزالى به آنها جواب داده كه مبدأ بودن حركت براى پديدهها جهت پيوستگى آنست يا تازگى آن اگر جهت پيوست آنست چگونه از علت پيوستهء متشابه الاجزاء
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 219
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢١٩