پديدهء مخصوص در زمانى مخصوص پيدا شده ، و اگر از جهت تازگى آن باشد سبب آن تازگى چيست و نياز بسبب ديگر و ديگر دارد و تسلسل مىشود و از آن جواب گفتهاند كه اين گونه تسلسل نزد آنها رواست زيرا آحادش بهمراه هم نيستند .
و محقق دوانى در شرح عقائد به اين جواب جواب داده و گفته : تازگى گذشت چيزيست و پديد شدن ديگرى ، و نيستى جزئى از حركت علت تازه ميخواهد اين علت يا موجودى است يا نبود موجودى يا مركب از هر دو ، اگر موجود است علتش چيست و چيست و تسلسل در امور موجوده لازم آيد و اگر نبود موجودى است بايد نبود جزئى از علت وجود او باشد كه در نبود اثر كند باز هم تسلسل در موجوداتى لازم آيد كه اين نبودها نبود آنها است .
و اگر مركب باشد بايد يك قسمت آن كه امور موجوده است و همه نبودها يا هر دو نامتناهى باشند و بهر حال تسلسل در امور موجوده مترتبه مجتمعه لازم آيد يا در حال وجود سابق يا باعتبار عدم لاحق زيرا عدم اگر مستند بامر موجود يا وجود مانع باشد مستلزم تسلسل در امور موجودهء مترتبه مجتمعه گردد كه در حال عدمش پديد شدند ، و اگر سبب نبود موجودى باشد كه موجودى نخواهد تسلسل هنگام وجود اين حادث باشد و همچنين درشق سوم .
اگر گوئى : نبود هر جزو مستند بوجود مانع است و ميان اين موانع ترتبى نيست تا تسلسل محال شود بلكه اجتماع موانع هم در زمان لازم نيست زيرا بسا كه حدوث آنى آن بس باشد در نفى ممنوع .
گويم : اين موانع در حدوث بايد دنبال هم باشند بحسب زمان و با هم موجود شوند و تطبيق ميان آنها پديد گردد ، و عدم ترتب ذاتى آنها ضررى ندارد چنانچه بر فطرت سالم نهان نباشد ، زيرا ما رشتهاى كه از پديده امروزى آغاز شده در نظر گيريم و با رشتهاى كه از پديدهء ديروز آغاز شود تطبيق كنيم و برهان را در آن بكشانيم ، و اگر با هم موجود نشوند سخن را به علت عدم كشانيم تا تسلسل محال لازم آيد در موجودات حادثه بهنگام عدم آنها يا وقت وجود آنها .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 220
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٢٠