مقدمهء مترجم :
بنام خدا
[ نيم نگاهى به عالم هستى ]
قل لو كان البحر مدادا لكلمات ربى لنفد البحر قبل أن تنفد كلمات ربى و لو جئنا بمثله مددا .
بگو اگر دريا مركب نگارش گفتههاى پروردگارم باشند آنها را بس نباشد گرچه مانند آن را هم بكمك آوريم ، 109 - الكهف .
در فراز بالا كه زير پا و همهسو كشيده است ژرفى است بىپايان و پهنائى كه كرانهاش را كس درنيابد ، در هر گوشهاش هزاران هزار اختر خاموش و يا فروزان و پرجوشند كه هركدام تودهايست شگرف از مايهء هستى كه گرد هم برآمدند و مانند كودكان وك زده بآغوش هم فرورفته و بهم چسبيدهاند .
هر توده را ملياردها تيكه و هر تيكه را ملياردها اتم پيوست همدگرند ، اين نيروئى است كه هر ديده دريابد و هر مغز به خود گيرد ، نيروئى روشن و چشمگير و همه را در درون جانى و در كالبد روانيست و ويژهگيها دارند كه انديشمندان جهان درگذشت دراز زمان فهميده كه يا در يادند و يا فهميده و بر باد فراموشى رفته و پراكنده شده يكى از هزار و اندكى از خروارش را دانستند و دانش خود را فشردند و شيره آن را بخامه كشيده و در مليونها برگ بيادگارى نهادند و بدست آيندگان خود سپردند ، و بسيارى از آن از دست رفته ؛ اكنون اگر آمارى گرفته شود از آنچه نگارش شده و بتوان هر واژه و گفته را بدست آورد و بشمار گرفت بايد گفت كه آن را آب دريا بس نباشد تا تر كنى سر انگشت و صفحه بشمارى .