نه در آسمانست و نه در زمين ، ماهى جنبيد و زمين لرزيد ، و كوهها را لنگرش ساخت تا آرام شد ، و اينست قول خدا « و نهاد برايش لنگرها تا شما را نلرزاند » .
و آفريد كوهها را در آن و خوراك اهل آن را با درختش و هر چه سزايش بود در دو روز سهشنبه و چهارشنبه و اينست قول خدا « آيا شما كافريد به آن كه زمين را در دو روز آفريد - تا گفته او - و بركت داد در آن » ميفرمايد درخت در آن روياند ، و اقواتش و اهلش را تقدير كرد « در چهار روز برابر براى پرسشكنندهها » ميفرمايد هر كه پرسد كار چنين بوده « سپس استوار شد بر آسمان و آن دود بود » و اين دود از دم زدن آب بود كه دم برآورد و آن را يك آسمان كرد سپس آن را گشود و هفت آسمان كرد در دو روز پنجشنبه و جمعه كه در آن آفرينش آسمانها و زمين فراهم كرد .
« و در هر آسمانى فرمانش را القاء كرد » گفت : در هر آسمانى فرشتههايش را آفريد و درياها و كوههاى برف و آنچه كس نداند ، سپس آسمان دنيا را بزيور اختران آراست ، و از ديوان نگهداشت ، و چون از آفرينش آنچه خواست فارغ شد بر عرش استوار گرديد ( الدر المنثور ج 1 ص 43 ) 153 - ( الدر المنثور ج 1 ص 43 ) . و از ابن عباس در تفسير قول او تعالى « سپس استوار شد بر آسمان » يعنى فرمانش به آسمان برآمد « و آنها را ساخت » يعنى هفت آسمان آفريد گفت : آتش به آب روان كرد و دريا بخار كرد ، و به هوا برآمد و از آن آسمان ساخت .
154 - ( همان ، ج 1 ص 33 ) و از عبد اللَّه بن عمر ، گفت : چون خدا خواست اشياء را آفريند آنگه كه عرشش بر آب بود ، و نه زمينى بود و نه آسمانى ، باد را آفريد و بر آب چيره كرد تا امواجش پريشان شد ، و روى هم برانباشت ، و از آب دودى و گلى ، و كفى برآورد و دود را فرمان داد تا برافراشت و بلند شد و نمو كرد ، و از آن آسمانها را آفريد ، و از آن گل زمين را آفريد ، و از كف كوهها را آفريد .
155 ( ج 1 ص 43 در المنثور ) از ابى هريرة گفت : پيغمبر دستم را گرفت و
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 143
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٣