تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
اتمامش را ياد نياورد چون معلوم بود يا مقصود اينست كه از زير بسوى ديگر برگردانيد تا بكعبه رسيد ، سپس اطراف كره را از رو تتميم كرد تا منى ، و اما آنچه برخى معاصران در توجيه آن گفته و لفظ منى در آخر حديث را بفتح ميم خوانده كه فعل باشد بمعنى ( قدّر ) و مقصود اين باشد كه تا آنجا كه خدا مقدر كرده بود از پايان زمين ، استبعاد روشنى دارد . 150 - فروع كافى ( طبع قديم ص 116 ، ب 3 ح 8 ) بسندش از امام پنجم عليه السّلام فرمود : چون خدا خواست زمين را آفريند بادها را فرمود تا بر آب وزيدند و موج شد ، سپس كف كرد و يك پارچه كف شد ، و آن را در جاى خانه كعبه گرد آورد و كوههايى از كف ساخت و زمين را از زير آن كشيد و اينست معنى قول خدا عز و جلّ « راستى نخست خانه كه براى مردم وضع شد آنست كه به مكّه است و با بركت ( 96 - آل عمران » و بسند ديگر از امام ششم عليه السّلام مانندش را آورده 151 - در در المنثور سيوطى به چند سند از مجاهد ، گفت خدا زمين را پيش از آسمان آفريد و چون زمين را آفريد از آن دودى برخاست و اينست قول خدا « سپس استوار شد بر آسمان و آنها را هفت آسمان ساخت 30 - البقره ) ميفرمايد هفت آسمان ساخت روى يك ديگر و هفت زمين ساخت روى يك ديگر . 152 - و از همان نيز به چند طريق از ابن عباس و ابن مسعود ، و مردانى از اصحاب رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در تفسير قول خدا تعالى « او است كه آفريد براى شما هر آنچه در زمين است سپس استوار شد بر آسمان و آنها را هفت آسمان ساخت 30 - البقره » گفت : عرش خدا بر آب بود و پيش از آب چيزى نيافريده بود ، و چون خواست خلق را بيافريند از آب دودى برآورد و بالاى آب برافراشت و آن را نام گذاشت آسمان سپس آب را خشكانيد و آن را يك قطعه زمين كرد ، سپس در دو روز آن را از هم گشود در روز يك شنبه و دوشنبه ، و هفت زمين كرد ، و زمين را بر پشت ماهى نهاد و آنست كه خدا در قول خود ياد كرده «
ن وَ الْقَلَمِ
» و ماهى در آب بر روى سنگى است ، و سنگ بر فرشته‌اى ، و فرشته بر صخره‌اى ، صخره بر هوا ، و آن صخره است كه لقمان ياد كرده ،