و از اين جهت گفتيم خضوع و تملق از اسباب حصول اين جاه و اعتبار است كه مايه كسب مال و سعادت است و بيشتر اهل ثروت و سعادت از اين راه مال بدست آوردهاند و بسيارى از كسانى كه سرفرازى و مناعت دارند به اين تملق تن در ندهند و در كسب مال به همان نيروى كار خود اكتفاء كنند و به فقر و مستمندى گرايند پايان نقل از مقدمه ابن خلدون .
و چون در غالب اوقات جاه و مقامى كه مايه تحصيل ثروت است در اشخاصى است كه از نظر دين و فضيلت مطبوع نيستند و تملق آنها كاستى در خرد و يا ديانت آورد به اين جهت اهل ديانت و خردمندان رو بسوى اين منابع ثروت نياورند و بلكه از آنها كناره كنند و تنها همان احمقان باشند كه روى بسوى اين صاحبان جاه دارند و بدرگاه آنها تملق و چاپلوسى كنند و مايه و پايهاى بدست آورند و ثروت كافى يابند و چون خردمندان و اهل فضل از اين چاپلوسى بركنارند بناچار فقير بمانند و بهره كافى از ثروت بدست نيارند .
بيان معجزهاى از پيغمبر ( ص ) به زبان امام صادق ( ع )
278 -
( 1 ) از عمر اخى عذافر گويد يك انسانى ششصد درهم يا هفتصد درهم از امام صادق ( ع ) به من داد و آن پول در ميان جوال من بود و چون بحفيره رسيدم جوال شكافت و هر چه در آن بود از ميان رفت و من كارگزار مدينه را در آنجا ديدم و به من گفت توئى كه باردانت پاره شده و كالايت از ميان رفته ؟ گفتم آرى گفت چون بمدينه رسيديم نزد ما بيا تا عوض آن را به تو بدهيم گويد چون بمدينه رسيدم خدمت امام صادق ( ع ) رفتم آن حضرت به من فرمود : اى عمر باردانت شكافت و كالايت از دست رفت ؟
گفتم آرى ، در پاسخ فرمود : آنچه خداوند به تو عطا كرده است بهتر است از آنچه از تو گرفته است راستى كه ماده شتر رسول خدا ( ص ) گم شد و مردم در باره آن گفتند : بما از آسمان گزارش مىدهد و از ماده شترش خبر نمىدهد ؟ و جبرئيل بر آن حضرت فرود آمد و گفت اى محمد ماده شترت در فلانه واديست و مهارش بفلان درخت پيچيده است .
فرمود : آن حضرت بمنبر برآمد و خدا را سپاس گفت و ستود و فرمود :
آيا مردم : شما در باره ماده شترم پر سخن گفتيد و به من سرزنش كرديد هلا آنچه خدا به من دهد