تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
آزاد كنيم ( 1 ) و بدرگاه خدا روى بندگى بر خاك نهيم و در همه كارهاى خود از حضرتش ترسان باشيم و ملاحظه كنيم و اگر اين حادثه تو را ببهشت كشانيد و قضاى حتمى الهى را بر تو اجرا كرد بايد گفت قضاى وى در باره تو بدبينى ندارد و بلاى او از تو دفع‌شدنى نيست و دلهاى ما هم‌آهنگ است كه خداوند جوار حضرت خود را بر اين دنياى آشفته كه در آنى برايت اختيار كرده است بهتر دانسته ولى ما گريه كنيم براى عزت اين حكومت حقه كه بخوارى برگردد و دين و دنياى مردم خورده شود و بجاى تو كسى نباشد كه ما به دو شكايت بريم و مانندى نبود كه به او اميدوار باشيم و او را بر پاى داريم .

شرح -

از مجلسى ره - قوله « يجمعنا من الامور عدلك » يعنى دادگسترى تو سبب اجتماع و پراكنده نشدن ماها است ( زيرا بيشتر تفرقه و دودسته‌گى ميان مردم بر اثر طمع بمال و حقوق يك ديگر است و اين طمع در صورتيست كه زورمند توقع پيشرفت خود را دارد و با وجود حكومت درست و عادل دست زورمندان بسته است و طمع بزيردستان نبرند و وسيله تفرقه وجود ندارد ) . قوله « و يتسع لنا في الحق تأنيك » يعنى مدارا و نرمش تو و عجله نكردن در قضاوت بر ما بر اثر خطاكارى مايه وسعت ما است و سبب اينست كه در تنگنا نيفتيم . قوله « اكيلا » - در اين جا بمعنى مأكول است - يعنى ما گريه كنيم از اينكه اين حكومت حقه جاى خود را بحكومت جور و ناحقى دهد كه اين دين و دنياى مردم را ببلعد . . پايان نقل از مجلسى ره . من گويم قسمت اخير اين حديث كه بيان مفصل و جان‌گداز يكى از دوستان پرشور على ( ع ) را نقل مىكند مناسبت دارد با حادثه جان‌گداز ضربت خوردن آن حضرت در مسجد كوفه و مانند اينست كه پس از اينكه حضرت ضربت خورده باشد و در معرض خطر مرگ افتاده باشد ( چنان كه در جلد دوم شرح و ترجمه اصول كافى ص 468 نظير آن گذشت ) چنين بياناتى از كسى خطاب به آن حضرت عرض شده باشد و اين بيانات با وضع دليرانه او در جنگ صفين تناسبى ندارد و محتملست كه اين بيانات در جبهه صفين و پس از امضاى قرار حكميت صادر شده باشد زيرا در اين موقع هم آثار شكست حكومت على ( ع ) و پريشانى وضع او به چشم مىخورد و براى او احساس خطر ميشد .