دنباله حديث خطبة امير المؤمنين ( ع ) :
( 1 ) آن مرديكه پيشتر پاسخ وى را داده بود باز رشته سخن را بدست گرفت و پاسخ داد :
تو اهل آنى كه گفتى و به خدا سوگند بالاتر از آنى و نعمت خداوند در نزد تو تا اندازهايست كه نتوان بر آن سرپوش نهاد و نشايد كه آن را ناسپاسى كرد و ناديده گرفت ، خداوند تبارك و تعالى سرپرستى ما را بر دوش تو گذاشته و تدبير كارهاى ما را به تو واگذارده تو اكنون رهبر ما هستى كه بايد به تو راه جوئيم و پيشواى ما هستى كه به تو اقتداء كنيم فرمان تو همه هدايت است و گفتارت همه ادبست در زندگى چشم ما همه به تو روشن است و دل ما همه پر از شادى و مسرتست و خردهاى ما از شرح و توصيف فضل سرشارت حيرانست و ما به تو با جمله
« ان الامام الصالح »
خطاب نكنيم بخاطر اينكه تو را تبرئه نمائيم و از حد ستايش تو فراتر نرويم ( بلكه اين جمله به حق و بجا است ) در دل ماها طعنى در يقين و ايمان تو نيست و نگرانى از ديندارى تو نيست كه بترسيم از پديد شدن نعمت خدا تبارك و تعالى برايت تبخترى ببار آيد و در تو تكبرى درآيد .
ولى آنچه ما به حضرت تو گوئيم از راه تقرب به خدا عز و جلست بوسيله احترام گذاردن به تو و ترويج فضل تو و قدردانى از نظر بزرگ شمردن كار امامت تو براى خودت و ماها خوب نظر كن و فرمان خدا را بر خودت و بر ما همه مقدم بدار ما در هر آنچه دستور فرمائى فرمان بريم كه هر كارى كه بدستور تو كنيم با درك ثواب بسود ما هم هست .
امير المؤمنين ( ع ) او را پاسخ داد كه :
من شما همه را در پيشگاه خود گواه مىگيرم چون مىدانيد همه كارهاى شما را من متصدى شدم و به زودى زود من با شما در موقف قيامت برابر خدا روبرو شويم و بازپرسى شويم از آنچه در آن وارد
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 300
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٠٠