خطبه از امير المؤمنين - ع
551 -
( 1 ) از اصبغ بن نباته گويد : عبد اللَّه بن عمر و فرزندان ابى بكر با سعد بن ابى وقاص نزد امير المؤمنين ( ع ) آمدند و از آن حضرت براى خود امتيازاتى خواستند و آن حضرت بمنبر برآمد و مردم گرد او آمدند و فرمود :
سپاس مر خدا را سزا است كه سرچشمه سپاس است و سرآغاز كرم ، در شرح و بيان نگنجد و به هيچ زبان كنه وى تعبير نشود و بنهايات هستى خود شناخته نيست و من گواهم كه نيست شايسته پرستشى جز خدا يگانه است ، شريك ندارد و گواهم بر اينكه محمد رسول او است پيغمبر هدايت است و زمينه تقوى و فرستاده پروردگار و الا است بدرستى از نزد خداى بر حق آمده تا با قرآن پرتو بخش و برهان تابان بيم دهد و او حق را برهنه و لخت با قرآن مبين ابلاغ كرد و بروشى كه فرستادگان نخست درگذشتند از اين جهان گذر كرد .
اما بعد - أيا مردم نبايد مردانى كه غرق دنيادارى شده و به زمين خوارى گرائيده و جويها روان ساخته و آسانترين مركبها را سوار شده و نرمترين جامهها را پوشيده و اين ننگ و عار را بر خود هموار كرده اگر خداوند غفارشان نيامرزد تعرض كنند هر گاه من دست جلو آنها آرم و از اين گردابشان بر آرم و آنان را بوضعى كه بايست آنها است سوق دهم و اين مال و منال را از دست بدهند پس در مقام خواهش برآيند و بگويند پسر ابى طالب بما ستم كرده و ما را محروم ساخته و حقوق ما را نپرداخته