تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
( 1 ) 4 - بظاهرسازى و پشت‌هم‌اندازى و چاپلوسى با من آميزش نكنيد . 5 - مپنداريد در هيچ حقى كه به من گفته شود گرانى و نگرانى دارم . 6 - مپنداريد در برابر هر آنچه وسيله اصلاح حال منست دنبال خودستائى و بزرگىطلبى هستم زيرا راستش اينست كه هر كه از شنيدن حقى كه به او گفته شود گران‌خاطر و نگران گردد و يا اينكه از نشان دادن راه عدالت بوى دلگران باشد عمل به حق و عدالت بر او گران‌تر آيد شما از گفتار حق و اظهار نظر عادلانه بعنوان مشورت هيچ خوددارى نكنيد زيرا من در ذات خود معصوم و برتر از اين نيستم كه خطا كنم و در كار خود از ارتكاب آن خاطر جمع نيستم جز اينكه خداوند كه بر من از خودم مسلطتر است به من كمك كند و مرا يارى دهد ( و اين همان مقام عصمت است كه خاص امامان بر حقست ) همانا من و شماها بنده‌هاى مملوك پروردگارى هستيم كه جز او پروردگارى نيست بر ما تسلط دارد بوجهى كه ما خود بر خود تسلط نداريم و او است كه ما را از آن وضع ناگوارى كه در آن گرفتار بوديم برآورد و پس از گمراهى وضع ما را بهدايت بدل كرد و پس از كورى به ما بينائى داد .

شرح -

از مجلسى « ره » - قوله « لاخراجى نفسى الخ » - بدان كه محتملست مراد از بقيه ابقاء و ترحم باشد چنان كه خدا تعالى ( 116 - هود ) صاحبان بقيه‌اى كه باز مىدارند از فساد در زمين - يعنى خود را بر كنار دارم از اينكه ابقاء نمايم و سستى كنم از حقوقى كه از اداى آن‌ها فارغ نشدم . قوله « بالمصانعة » يعنى رشوه و مدارا . قوله « بفوق » خود را از نظر بندگى مقصر دانسته و اقرار كرده كه عصمت او نعمتى است خدا داده و مقصود اعتراف بعدم عصمت نيست چنانچه توهم شده بلكه عصمت جز همين نيست كه خدا بنده را از ارتكاب گناه حفظ كند كه با جمله « الا ان يكفى اللَّه » بدان اشاره فرموده است و اين مانند قول يوسف است كه :
وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي
. قوله « مما كنا فيه » يعنى از جهالت و بىمعرفتى و كمالاتى كه خدا ببركت بعثت رسول ( ص ) ميسر ساخت . ابن ابى الحديد گفته مقصود از اين جمله شخص او نيست زيرا او كافر نبوده كه مسلمان شده باشد ولى با اين جمله به حال مردم طرف خطاب خود اشاره كرده و از باب توسع به صيغه جمع تعبير نموده است .