شما بر باد رود ( 1 ) و شوكت شما برود و خداوند بر شما يكى از بندههاى خود را كه يك چشم است چيره سازد - و اين يك چشم از خاندان ابى سفيان نيست - بن كندن شماها بدست او است و بدست ياران او سپس امام ( ع ) دنباله سخن خود را بريد .
شرح -
از مجلسى ره - قوله
« ما لم تصيبوا مناد ما حراما »
مقصود كشتن اهل بيت است و گرچه با زهر باشد بطور مجاز و كشتن ائمه مايه سرعت زوال ملك هر كدام بود كه اين كار را كرد و هم كشتن سادات كه در زمان منصور بود و هم در زمان رشيد چنانچه صدوق در كتاب عيون اخبار الرضا نقل كرده است و آنچه را از سادات در واقعه فخ كنار مكه كشتند .
و محتملست اشاره باشد بكشتن يكى از علويان كه مقارن زوال دولت آنان بوده است . . .
« قوله اعور »
يعنى پست و بد سرشت و آن اشاره است به هلاكوخان ، جزرى گويد چون ابو لهب در باره اظهار دعوت و نبوت به پيغمبر ( ص ) اعتراض كرد ابو طالب به او گفت اى اعور تو را چه حد اين اعتراض است و ابو لهب يك چشم نبوده است ولى عرب به كسى كه برادر پدر مادرى ندارد ميگويند اعور و گفته شده عرب بهر چه پست باشد از كارها و از اخلاق اعور گويند و در مؤنّثش عوراء گويند يعنى معيوب .
قوله
« و ليس باعور من آل ابى سفيان »
يعنى ابن اعور از آل ابى سفيان نيست بلكه از تسيره تركانست پايان نقل از مجلسى ره .
من گويم هلاكوخان نوه چنگيز است كه پس از ايجاد اتحاد قبائل مغولستان چين باقشونى فراوان بكشور پهناور آن روز اسلام حملهور شد و از مرز چين تا حدود عراق عرب را قتل عام كرد و ويران نمود و آثار چند قرن تمدن اسلامى را كه بهترين فرآوردهاى دوران قرون وسطى بود با خاك و خون در آميخت و از ميان برد و در اين حادثه ناگوار تاريخ اسلامى رجال علم و دانش و كتب و آثار پر ارزشى از ميان رفت و سبب عمده اين حادثه ناگوار سوء سياست و سودجوئى و پولدوستى سران كشور اسلامى بود كه هنگام تصرف بغداد هلاكوخان آن را به مستعصم ياد آورى كرد .
گويند چون مستعصم بناچار تسليم وى شد دستور داد او را زندانى كردند و چون گرسنه شد و غذا خواست دستور داد تا خوانى از انواع گوهرهاى قيمتى فراهم ساختند و جلو او گذاشتند ، گفت اينها را نميتوان خورد و از آن تغذيه كرد در جوابش گفت تو چرا اين ناخوردنى اندوختى و قشون را گرسنه گذاشتى تا در موقع گرفتارى بىياور ماندى و سلطنت خود بباد دادى .