257 -
( 1 ) از مفضل بن مزيد از امام صادق ( ع ) گويد در دوران عبد اللَّه بن على به امام صادق ( ع ) گفتم اينان با هم اختلاف پيدا كردند ، فرمود اين انديشه را از سر بدر كن همانا تباهى كارشان از آنجا آيد كه صلاحشان آغاز شده است و با ديد آمده .
شرح -
از مجلسى « ره » - قوله « عبد اللَّه بن على » - شايد مقصود عبد اللَّه بن محمد بن على بن عبد اللَّه بن عباس دومين خلفاء بنى عباس است كه بجد خود منسوب شده و عبد اللَّه بن على گفته شده است و آن همان منصور عباسى است .
قوله
« من حيث بدا صلاحهم »
يعنى چنانچه دولت آنان بدست مردى پديدار شد كه از سمت مشرق آمده بود كه آن عبارت از ابو مسلم خراسانى معروفست همچنين انقراض و زوال دولت آنان بدست مردى باشد كه از همين ناحيه آيد و آن هلاكو است پايان نقل از مجلسى ره .
هلاكو پسر قاآن بن چنگيز بود كه قسمت غربى فتوحات وسيعه چنگيز از پدر به او ارث رسيده بود و از خراسان تا حدود عراق را در زير تصرف داشت و با آخرين خليفه بنى عباس كه مستعصم است وارد نبرد شد و بر او غلبه كرد و او را كشت و حكومت ششصد ساله بنى عباس بر افتاد پايان نقل از مجلسى ره .
من گويم ابو مسلم بزرگترين سردار انقلابى تاريخ اسلامست وى جوانى بود نورس كه در سلك طرفداران جدى ضد انقلاب اموى درآمد و دعاة ابراهيم امام او را به خدمت وى رسانيدند و او به خوبى از استعداد و لياقت وى آگاه شد و هنوز بيش از بيست و دو سال نداشت كه فرمان سردارى انقلاب را بوى داد و او را مأمور كرد تا بخراسان رود و گروه ضد اموى را رهبرى كند و او انقلاب ضد اموى را از مرو خراسان آغاز كرد و به زودى شهر مرو را به تصرف آورد و كار او بالا گرفت و شهرستانها و استانهاى حكومت كهنه و فاسد بنى اميه كه در اين تاريخ بپيشوائى مروان حمار اداره ميشد يكى پس از ديگرى در برابر او سقوط كرد و به زودى خود را بكوفه رسانيد و آن را به تصرف آورد و عبد اللَّه سفاح را براى نخستين بار بخلافت نصب كرد و حكومت بنى عباس بوسيله او آغاز شد .
258 -
( 2 ) از بدر بن خليل ازدى گويد من نزد ابى جعفر ( ع ) نشسته بودم كه فرمود : دو نشانه پيش از ظهور امام قائم باشند كه از آنگاه كه آدم به زمين فرود آمده است نبودهاند :
1 - خورشيد در نيمه ماه رمضان بگيرد .