( 1 ) گويد : مردم برخاستند و مناقب على را دنبال هم گفتند و رده كردند ، عبد اللَّه گفت من خود همه اين مناقب و فضائل را از اين حاضران بهتر روايت دارم و همانا دعوى من اينست كه على پس از اينكه بتحكيم حكمين رضا داد كافر شد - تا در ضمن بيان فضائل على ( ع ) رسيدند بحديث خيبر :
« بامدادان پرچم را بدست مردى سپارم كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند يورش بر است و گريزنده نيست و بر نميگردد تا خدا بدست او پيروزى بخشد و فتح كند » .
امام باقر - رو بعبد اللَّه بن نافع - در باره اين حديث چه ميگوئى ؟
عبد اللَّه بن نافع - اين حديث درستست و شكى ندارد ولى او پس از آن كافر شده است .
امام باقر ( ع ) - مادرت بر تو بگريد به من بگو كه خدا عز و جل روزى كه على بن ابى طالب ( ع ) را دوست داشته ميدانسته كه اهل نهروان را ميكشد يا نميدانسته ؟
ابن نافع - دوباره براى من بفرمائيد .
امام باقر ( ع ) - به من بگو خداوند عز و جل كه على بن ابى طالب را روزى كه دوست ميداشت ميدانست كه اهل نهروان را ميكشد يا نميدانست .
ابن نافع - با خود گفت اگر بگويم : نه ، كافر ميشوم گويد در پاسخ گفت خدا ميدانست .
امام باقر ( ع ) - خدا او را دوست داشت كه فرمان او را برد يا براى اينكه او را نافرمانى كند .
ابن نافع - براى اينكه فرمانبرى او كند ( پس كشتن نهروانيان اطاعت خدا عز و جل بوده است ) .
امام باقر ( ع ) - اكنون محكوم و شرمنده برخيز و برو - او برخاست و ميگفت ( 187 - البقرة ) تا براى شما روشن شود ريسمان سفيد از ريسمان سياه از سپيدهدم ، ( 124 - الانعام ) خدا داناتر است كه در كجا مقرر دارد رسالت و پيامبرى خود را ( و چه كسى را براى آن انتخاب كند )
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 291
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٩١