هستند ؟ ( 1 ) گفت امروزه عالم آنها كيست ؟ گفته شد محمد بن على بن حسين بن على ( ع ) است .
گويد او با سران اصحاب و شاگردانش كوچيد ( ظاهرا از بصره حركت كرده است ) تا بمدينه رسيد و اجازه خواست تا خدمت امام باقر ( ع ) شرفياب شود ، به امام عرض شد اين عبد اللَّه بن نافع است كه قصد شرفيابى دارد .
امام فرمود : او از من و پدرم در بامداد و پسين بيزارى ميجويد با من چه كار دارد ؟ ابو بصير كوفى عرضكرد قربانت راستى اين مرد پندارد كه راستش اگر بداند ميان دو قطر زمين كسيست كه بوسيله مركبها به او دسترسى است و او به روى ثابت و مدلل مىكند كه على ( ع ) اهل نهروان را به حق كشته و در باره آنها ستمكار نيست نزد او كوچ مىكند تا اين حقيقت را بفهمد ، امام باقر ( ع ) فرمود به نظر تو اين مرد آمده تا با من مناظره كند ؟ گفت آرى ، فرمود اى غلام برو بيرون و بار او را فرود آر و به او بگو فردا نزد ما بيا .
گويد چون بامداد فردا شد عبد اللَّه بن نافع با سران و پهلوانان اصحابش حاضر شد و امام باقر ( ع ) فرستاد همه مهاجرزادگان و اولاد انصار را جمع كرد و دو جامه سرخ رنگ در بر كرد و نزد مردم بيرون آمد و رو به همه مردم كرد و گويا يك ماه پاره بود و فرمود :
سپاس مر خدائى را سزاست كه ما خاندان را بپيامبرى خود ارجمند داشت و بولايت و دوستى خود برگماشت آيا گروه زادگان مهاجر و انصار هر كدام شما منقبت و مدحى در بارهء على بن ابى طالب دارد بايد بر خيزد و بازگويد و فراياد آرد .
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 290
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٩٠