544 -
( 1 ) از زراره از يكى از همان دو امام ( ع ) گويد رسول خدا ( ص ) فرمود : اگر مرا ناگوار نبود كه بگويند محمد بمردمى يارى جست تا چون بدشمنش پيروز گرديد آنها را كشت من گردن مردم بسيارى را ميزدم .
545 -
( 2 ) از ابان بن تغلب از امام صادق ( ع ) فرمود كه مسيح ( ع ) ميگفت راستى آنكه زخم زخمدارى را درمان نكند بناچار شريك كسى است كه به او زخم زند براى اينكه زخمزننده تباهى حال زخمدار را خواسته و آن كسى هم كه درمان او را از دست هشته صلاح و بهبودى او را نخواسته و بلكه تباهى او را خواسته بطور قهر و اضطرار .
همچنين حكمت را به غير اهلش بازمگوئيد تا نادانى كرده باشيد و از اهلش دريغ مداريد تا گنهكار شويد و بايد هر كدام از شماها چون طبيبى باشيد كه درمان مىكند در صورتى كه براى داروى خود محل مناسبى بيند و گر نه دست بازدارد .
546 -
( 3 ) از احمد بن عمر گويد من با حسين بن ثوير بن ابى فاخته خدمت امام رضا ( ع ) شرفياب شدم و به او گفتم قربانت ما در وسعت رزق و خوشى و خرمى حال بوديم و اكنون تا اندازهاى وضع ديگرگونه شده است تو از خدا عز و جل بخواه كه آن را بما بازگرداند .
فرمود شماها چه ميخواهيد ؟ ميخواهيد ملوك باشيد ؟ آيا تو را خوش آيد كه چون طاهر و يا هرثمه باشى و بر خلاف مذهبى باشى كه اكنون دارى .