و چون رسول خدا ( ص ) وفات كرد و آن مردم جز على را بامامت برپا داشتند شيطان تاج شاهى بر سر نهاد و منبرى بر پا داشت و بر پشتى تكيه زد و نشست و همه يارانش را از سواره و پياده فراهم نمود و بآنها گفت شادى كنيد كه ديگر خدا فرمانبردارى نشود تا امام ظهور كند .
و امام باقر ( ع ) اين آيه را خواند ( 20 - سبا ) و هر آينه ابليس پندار خود را در آنها پاى بر جا و اجراء كرد و از او پيروى كردند جز دستهاى از مؤمنان - امام باقر ( ع ) فرمود تاويل اين آيه همانگاه بود كه رسول خدا ( ص ) وفات كرد و گمان و پندار ابليس همان گاه بود كه برسول خدا ( ص ) گفتند راستى كه بدلخواه سخن مىگويد و ابليس در باره آنها گمانى برد و گمان خود را بر جاى خود نشاند و درست درآورد .
شرح -
از مجلسى « ره » - قوله
« و قال احدهما لصاحبه »
- يعنى ابا بكر و عمر بودند كه با همديگر اينسخن را گفتند و بمقام پيغمبر ( ص ) چنين گستاخى كردند .
در باره منافقان
543 -
( 1 ) از زراره از امام باقر و يا امام صادق ( ع ) فرمود : يك روز رسول خدا ( ص ) پژمان و اندوهگين صبح كرد على ( ع ) به او عرضكرد مرا چه شده كه شما را پژمان و اندوهگين بينم ؟
در پاسخ فرمود : چرا چنين نباشم با اينكه در همين امشب بخواب ديدم كه بنى تيم و بنى عدى و بنى اميه به همين منبر من بالا ميروند و مردم را از اسلام به عقب بر ميگردانند ، گفتم پروردگارا در زندگى منست يا پس از مردنم ؟ فرمود پس از مردن تو است .