تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
هم در ميان مشركين در بند بود ( 1 ) و رسول خدا ( ص ) با مسلمانان تجديد بيعت كرد و يك دست خود را بدست ديگر زد بنيابت از عثمان و مسلمانان گفتند خوشا به حال عثمان كه موفق شد به خانه كعبه طواف كند و ميان صفا و مروه سعى كند و از احرام بيرون آيد رسول خدا ( ص ) به او فرمود او چنين كارى نكند و چون عثمان برگشت و نزد پيغمبر آمد رسول خدا ( ص ) به او فرمود آيا به خانه كعبه طواف كردى ؟ گفت من چنين كارى نميكردم و در طواف به رسول خدا پيشى نميگرفتم و داستان خود را گزارش داد و هر چه شده بود گفت .

شرح -

از مجلسى « ره » - قوله « و كانت المناوشة » يعنى بحران بوضعى رسيد كه ستيزه ميان هر دو فريق آغاز شد و در آستان نبرد وارد شدند و برخى گفته‌اند نبردى هم ميان آن‌ها در گرفت . قوله « و ضرب باحدى يديه » - اين براى آن بوده است كه حجت بر او تمام شود و مستوجب اشد عذاب گردد . قوله « ثم ذكر القصة » - يعنى ماجراى خود را با قريش از حبس و منع از رجوع و يا طلب صلح و اصرار بر منع از دخول به مكه در اين سال را براى پيغمبر ( ص ) بيان كرد . . پايان نقل از مجلسى ره . من گويم - در اينجا دو قسمت مبهم وجود دارد : 1 - ماموريت نماينده پيغمبر ( ص ) در مكه به منظور ديدار سران قريش و زمينه‌سازى براى رفع مخالفت بوده است و يا براى اطلاع مسلمانان مكه و جمع‌آورى و آماده كردن آنها براى مبارزه و جنگ و كمك به مسلمانان در صورت وقوع جنگ ؟ 2 - آيا عثمان به مكه رفت و ماموريت خود را انجام داد و در مراجعت بدست ابان بن سعيد گرفتار شد و او را به حساب سهيل بن عمرو نگه داشتند و يا اينكه در موقع رفتن به مكه گرفتار شد و از ورود به مكه ممنوع شد . دنباله حديث 503 - ( 2 ) رسول خدا ( ص ) رو بعلى كرد و فرمود : بنويس بسم اللَّه الرحمن الرحيم . سهيل بن عمرو - من نمىدانم رحمان الرحمن چيست جز همان كه در يمامه است
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 238 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى