شرح -
از مجلسى ره - قوله
« هؤلاء الصابئون »
جزرى گفته گويند « صبأ فلان » يعنى از دين برگشت و بدين ديگرى درآمد و عرب پيغمبر را صابى مىناميدند زيرا از كيش بتپرستى قريش بكيش خداپرستى اسلام درآمده بود .
قوله
« فلم تبرح حتى الساعة »
يعنى آن چاه تا هم اكنون آب مىدهد و اين معجزه بوجه ديگر در روايات بسيارى وارد است يكى را ابن اثير در كامل آورده گويد چون در حديبيه منزل كردند پيغمبر يك تير از تيركش خود برآورد و به يكى از اصحابش داد و او در ته يكى از چاهها فرود شد و آن را در ته آن چاه فرو كرد و آب فراوانى از آن جوشيد كه تا سينه مردم برآمد . . . پايان نقل از مجلسى ره .
من گويم تدبير پيغمبر در باره گردانيدن راه خود بدره حديبيه يكى از شاهكارهاى معجز نظام او است و قبلا بايد به اين نكته توجه كرد كه :
ابتكار سفر عمره و حركت دسته جمعى پيغمبر ( ص ) و اصحابش بسوى مكه براى سنجيدن وضع قريش و نظر آنها نسبت به اسلام و مسلمين بود زيرا پس از هزيمت ننگين و رسواى قريش در غزوه احزاب كه در حقيقت همه نيروى عربستان در برابر اسلام متحد و مجهز شده بود قريش از پيروزى به اسلام نوميد شده بودند و ديگر دست از قشونكشى بر عليه اسلام و مسلمين برداشته بودند و انتظار روشن شدن وضع پيغمبر را با يهود جزيرة العرب داشتند و اميدوار بودند نيروى يهود كه در خيبر و اطراف آن گرد آمده بودند و از خارج هم كمك مىشد نيروى اسلام را در هم شكند ولى اسلام به وضع شگفتآورى پيشروى ميكرد و خرده خرده قبائل عرب را در خود هضم مىنمود و يهود را عقب مىنشانيد ( تا در سال هشتم هجرت با فتح خيبر به كلى آنان را از ميان برداشت و راه خود را از اين سو پاك كرد ) و قبل از آن در مقام برآمد رابطه خود را با قريش كه مدتى است مسكوت بوده روشن سازد و در ضمن نيروى خود را هم به آنها بنمايد و در حقيقت اين سفر يك مانورى بود كه پيغمبر در برابر قريش آغاز كرد و با آن رابطه خود را با قريش روشن ساخت و قرارداد صلح بست تا يك دل با يهود مبارزه كرده و آنها را از ميان بردارد و تا موقعى كه با ياران خود بعسفان آخرين منازل بسوى مكه رسيد بمانعى برنخورد و كسى در سر راه او نيامد .
و از اينجا كه بسوى مكه روانه شد خبر بقريش مكه رسيد و در مقام جلوگيرى و هم انتقامجوئى از پيغمبر برآمدند و براى اين كار خالد بن وليد يك مرد متهور و بىباك و بىملاحظه را مأمور كردند و چون پيغمبر مطلع شد كه نيروئى بفرماندهى خالد بن وليد در برابر او مىآيند نگران شد زيرا از بىباكى او آگاه بود و ميدانست كه مرد شرور و بىآبروئى است و عقيدهاى ندارد و به منظره احرام او و يارانش و بمنظره رمه شتران قربانى كه نزد عموم عرب احترام دارند اعتنائى ندارد و ممكنست بمحض برخورد دست بشمشير برد و جنگ خونينى را آغاز كند و بروز هر گونه جنگ در اين موقع بزيان مسلمانانست زيرا :
1 - دور از مدينهاند و پشت جبهه آنها كمينگاه قبائل وحشى است و از پشت جبهه خود اطمينانى ندارد .
2 - دشمن در مركز خود همه گونه وسائل در اختيار دارد و بعلاوه أهل طائف و قبائل اطراف آن هنوز مشركند و بطرفدارى قريش حاضرند .