من گويم - همانا عمر بدين استعفاء مبادرت كرد تا مبادا نسب خودش بمردم عيان شود و او به پردهپوشى از همه نيازمندتر بود كما لا يخفى .
و گفتهاند كه برخى بودند از راه مسخره و يا امتحان از رسول خدا ( ص ) پرسشها ميكردند يكى ميگفت پدرم كيست و يكى مىگفت پدرم كجا است يكى شتر گم ميكرد و مىگفت شترم كجا است ؟
و خداوند اين آيه را فروفرستاد - از ابن عباس .
و گفتهاند رسول خدا ( ص ) خطبه خواند و در ضمن آن فرمود : راستى خدا حج را بشما واجب كرده است ، عكاشة بن محصن و يا سراقة بن مالك از جا برخاست و عرضكرد :
يا رسول اللَّه در هر سال واجبست ؟ و پيغمبر روى از او گردانيد و او تا سه بار اين پرسشها را تكرار كرد و رسول خدا ( ص ) در جواب او فرمود واى بر تو از كجا اطمينان دارى كه من بگويم ، آرى ، به خدا كه اگر گفتم آرى هر ساله واجب باشد و اگر هر سال واجب شود شما نتوانيد و اگر ترك آن كنيد كافر شويد تا من از شما باز داشتهام شما هم دست از من باز داريد و همانا كسانى كه پيش از شماها بودند بواسطه اينكه از انبياء خود بسيار چيزها پرسيدند و بسيار در موقع نامناسب نزد آنها رفتند هلاك شدند .
هر گاه من شماها را به چيزى فرمان دادم آنچه كه توانيد از آن را انجام دهيد و هر گاه چيزى را بر شما غدقن كردم از آن كناره جوئيد - از على بن ابى طالب و ابى امامه باهلى .
و گفتهاند كه در دنبال پرسش از رسول خدا ( ص ) از بحيره و سائبه و وسيله و حام اين آيه نازل شده است .
249 -
( 1 ) از محمد بن مروان گويد امام صادق تلاوت كرد ( 115 - الانعام )
وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ
الحسنى
صِدْقاً وَ عَدْلًا -
من گفتم قربانت همانا ما آن را
وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا
- مىخوانيم ؟ فرمود كلمه حسنى در آن منظور است .
شرح -
از مجلسى ( ره ) - دلالت دارد كه كلمه حسنى در آيه بوده است و متروك شده و مقصود از كلمه پروردگار يا قرآنست و يا دين حق يا تقدير الهى و يا امام بر حق و اخبارى بر اين معنى اخير دلالت دارند .