خطرناكى بود و اگر على ( ع ) شمشير مىكشيد و كشت و كشتارى به راه ميانداخت همه از ظواهر اسلام هم برميگشتند .
و حفظ ظاهر اسلام لازم بود از دو جهت :
الف - خود ظاهر اسلام يك قوانين مدنى و انسانى است كه در برابر وضع تاريك و جاهليت ارزش اجتماعى داشت و پايه و مايه يك مدنيتى بود كه قرنها مردم گمراه را براحت و مدنيت هدايت كرد و مىكند .
ب - با حفظ ظاهر اسلام ممكن بود رشته حق و حقيقت محفوظ بماند و واقعيت تعليمات اسلام در مقررات مذهب شيعه ميان بشر ترويج شود و كم كم مردم با فهم دور و نزديك بدان پى ببرند و اگر رشته مسلمانى از هم گسيخته مىشد حقيقت ناگفته ميماند و نياز بدستگاه بعثت پيغمبرى ديگر بود با توجه به اين معانى روشن است كه على ( ع ) در آن موقع جز سكوت و تحمل مظلوميت و سازش با مخالفان خود بنفع اسلام چارهاى نداشت .
در اين ضمن امام ميفرمايد پذيرش همين ظواهر اسلامى از مردم ساده و بىغرض وسيله نجات آنها هم هست و در حقيقت مستضعفان از مخالفان كه عداوت و دشمنى با حق نكردند و ندانسته پيرو خلفاء ناحق بودند اهل نجات هستند و در حكم جاهل قاصرند .
455 -
( 1 ) از عبد الرحيم قصير گويد به امام باقر ( ع ) گفتم : راستى مردم هراس ميكنند هر گاه گوئيم كه مردم مرتدند .
فرمود : اى عبد الرحيم راستش پس از وفات رسول خدا ( ص ) مردم بجاهليت بازگشتند ، انصار كناره گرفتند از ابو بكر ولى به راه خوبى نرفتند با سعد بن عباده بيعت ميكردند و اين رجز دوران جاهليت را هم ميخواندند :
اى سعد توئى اميد مردم * تابيده دو گيسويت چه گژدم
هر دشمن و خصم تو شود گم شرح - از مجلسى ره - قوله
« يرتجزون »
فيروزآبادى گفته رجز به حركت جيم نوعى شعر است كه وزن آن شش بار مستفعلن است آن را رجز گفتهاند براى اينكه اجزائش بهم نزديك و حروفش اندك و مختصر است .
خليل گفته رجز شعر نيست بلكه نيم بيت و يك سوم بيت است .
قوله
« انت المرجا »
- از رجاء است و فحلك المرجم يعنى دشمنت مطرود و رانده و گم باد .